حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣
جوهر است . مثلا این گلوله است که از مبدأ تا منتهی حرکت میکند . در این حرکت موضوع گلوله است . جوهر گلوله در تمام این مدت یک امر باقی مستمر است . پس حرکت در اعراض بلامانع است . ولی اگر بنا باشد حرکت در جوهر واقع بشود و مافیه الحرکه خود جوهر باشد ، یعنی آنچه که جوهر این جسم است بخواهد نظیر " أین " باشد ، همانطور که " أین " متدرج در مسافت و زمان است ، جوهر هم همین طور باشد . لذا اشکال میشود که آن چیست که مراتب این جوهر را طی میکند ؟ آن امر باقی که از اول تا به آخر این حرکت جوهری باقی است و مانند یک رشتهای که به دانههای تسبیح وحدت میبخشد ، مراتب این حرکت را وحدت میبخشد چیست ؟ این حاصل اشکال شیخ است . مسأله بقاء موضوع حرکات جوهریه از اهم مسائل است ، مخصوصا با توجه به اینکه مرحوم آخوند در این زمینه بیانات مختلفی دارد که ممکن است کسی بگوید مرحوم آخوند نظرش در این مورد استقرار پیدا نکرده است . مثل کسی که در جواب اشکال محتملاتی ذکر میکند بدون آنکه هیچ یک را اختیار کند . یا همانطور که مرحوم آقا علی حکیم میگوید ، این وجوه مختلف در طول یکدیگرند . یعنی همه این وجوه در آن واحد درست است . خصوصا این که این مسأله در میان متأخرین مورد بحث و فحص و أخذ و رد است که آیا مقصود آخوند از این وجوه چیست و آیا حرفش درست است یا نه ؟ این مسأله در بعضی دیگر از کتابهای مرحوم آخوند و متأخرین از او مطرح شده که شاید قسمتهایی از آنها را عرض بکنیم . در اینجا یک نظریه این است که اساسا ما از اول نباید قبول کنیم که همه حرکتها و حتی حرکت در جوهر ، نیاز به متحرک دارند . میتوانیم این اصل را قبول نکنیم ، چون دلیلی بر این مطلب نداریم . اگر ما از نظر لغت چنین نیازی داریم ، از جهت اینکه در حرکت جوهریه هم متحرک داریم و هم حرکت ، پس حرکت باید غیر از متحرک باشد ، این یک بحث لغوی است و تازه از نظر لغت هم چندان ثابت