حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
او ، آورده است . در آنجا روابط انواع را ذکر کرده است ، بدون اینکه از
تبدل انواع سخنی به میان آورده باشد ، همین قدر میگوید : اگر انواع را در
کنار یکدیگر بگذاریم خلائی در میان آنها وجود ندارد ، یعنی جماد همین طور
مراتب را طی کرده تا اینکه رسیده به یک مرحله نزدیک به نبات ، بعد
نوع نبات را میبینیم . آنها هم در یک مرتبه نیستند ، نبات نزدیک به
افق جماد داریم و نبات یک درجه بالاتر ، تا نباتی که میرسد به همسایگی
حیوان . حیوانها هم همین طور است ، از حیوان نزدیک به افق نبات داریم
تا حیوان نزدیک به افق انسان که ظاهرا او هم به میمون مثال میزند .
مرحوم آخوند در " شواهد الربوبیه " بدون اینکه مسأله را به این شکل
طرح کرده باشد ولی ضمن بحث تبدل ذکر کرده ، و کیفیت بحث حاکی است که
لااقل چنین خلجانی در ذهنش پیدا شده بود . همین جا که مثال تبدل آب به
هوا و بالعکس را میزند ، نمیگوید کدام کاملتر و کدام ناقص ترند ، ولی
همین قدر میگوید میان این دو یک حلقه متوسطهای وجود دارد که آب ، اول
آن میشود بعد هوا یا بالعکس ، بعد میگوید : مانند مرجان که حالت متوسط
میان جماد و نبات را دارد ، از افق جماد یک مقدار بالاتر است و به افق
نبات نزدیک ، نه میشود آنرا جماد نامید و نه نبات ، بلکه یک موجود
متوسط میان جماد و نبات است . بعد میگوید : و مثل " و قواق " یا "
واق واق " که متوسط میان نبات و حیوان است [١] . در اینجا مدعی
هستند این گیاه یک حد متوسط میان گیاه و حیوان است . پس در واقع
میخواهد بگوید گیاه تا مراحل وسط را طی نکند تبدیل به حیوان نمیشود . بعد
[١] درست معلوم نیست چه درختی است ، افسانهای است یا حقیقی . قدما آن را حقیقی میدانستند ، حتی اشخاصی مثل ابوریحان بیرونی در شرح خصوصیات آنرا نوشته ، و مثل اینکه گیاه شناسان فرنگی هم آنرا قبول دارند . مدعی هستند که میوه این درخت شبیه حیوان است شکلی دارد شبیه سر انسان یا حیوان ، و حتی میخندد و صدائی میکند ، ولی باز از جهاتی مانند گیاه است و اگر شاخهاش را قطع کنند خشک میشود .