حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
در نوع اول از تغییر ، معمولا اینجور تصور میکنند ( و شاید در کلمات مرحوم آخوند هم اینجور بیان شده باشد ، چون معمولا در جایی که خودش عنایت خاصی به مطلب ندارد به مبنای دیگران سخن میگوید ) که صور تبادل میشوند . مثالش همان مثل معروف خیمه و دعامه است که خیمه به یکی از عمودهای متبادل بر پا است و با برداشتن یک عمود ، عمود دیگری به جای آن میآید ، ماده هم مستحفظ است به واحد علی البدل از صور . مرحوم آخوند در " شواهد الربوبیه " و همچنین در جواهر و اعراض " اسفار " ، این مطلب را انکار دارد و میگوید : چنین چیزی نیست . حتی در آنجا که آب تبدیل به هوا میشود یا هوا تبدیل به آب میشود ، واقعا اینجور نیست که صورتی معدوم شود و صورتی بیاید و نوبت عوض کنند و دو موجود منفصل از یکدیگر باشند . در اینجاها هم حلقه متوسط دارد ، اعم از اینکه انسان احساس بکند یا نکند . آب تدریجا به سوی بخار بودن میرود ، نه اینکه در اینجا خلاء پیدا شود و آب آنا ما معدوم شود و به جای آن هوا بیاید ، بلکه آب تدریجا به سوی حالت هوائی میرود و یک حالت متوسط پیدا میشود ، حالت نه آب نه هوا . این ذهن ابتدائی است که خیال میکند آب معدوم میشود و یک مرتبه هوا به وجود میآید . پس در واقع آب و هوا دو صورت واحد متصل به هم است . یعنی یک شیء است که تدریجا متبدل به دیگری شده است .
مراتب طولی انواع موجود در طبیعت
بعد ایشان یک حرف عجیبی میزند که قائلین به تبدل انواع امروز میتوانند به آن استدلال بکنند . گرچه مسئله تبدل انواع به صورت امروزیش در سابق طرح نشده بود ، ولی به صورت دیگر در میان قدما طرح شده است . از همه بیشتر این بحث را ابن مسکویه رازی ظاهرا در همان کتاب " طهاره الاعراق " به طور مفصل طرح کرده است . در اواخر مباحث جواهر و اعراض " اسفار " ، با تغییری که این تغییر هم مربوط به مبانی مرحوم آخوند است ، حرفهای او را بدون نسبت دادن به