حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
خوب ، با این بیان برهان مرحوم آخوند را بهتر میشود تقریر کرد و گفت : وقتی که همه اعراض تعینات وجود جوهر هستند ، امکان اینکه در جوهر هیچ تغییری پیدا نشود و در مقام خودش ثابت باشد ، و فقط تعینها عوض بشوند ، نیست . و این تنها بر این فرض درست است که تعین وجودی باشد که ضمیمه جوهر شده باشد و الا تغیرات تعینات ، عین تغیرات جوهر است ، با این تفاوت که تغیرات جوهر سبب نمیشود که ذات جوهر از بین برود ، ولی ذات این تعین میرود و ذات تعین دیگر به وجود میآید . در اینجا مرحوم آخوند وارد بحث دیگری میشود ، دو مرتبه باز میرود سراغ اشکال شیخ به حرکت جوهریه و یک مقدار حرفهای شیخ را در باب بقاء موضوع تکرار میکند و بعد وارد بحث زمان میشود و از براهین حرکت جوهریه خارج میشود ، ولی باز لابلای همان حرفها ، بعضی برهانها بر حرکت جوهریه اقامه میکند . بعضی برهانها هم در غیر باب قوه و فعل و حرکت ، در جاهای دیگر آمده است که بعدا ذکر خواهیم کرد ، اینک اجمالی از آن :
اجمالی از براهین دیگر بر حرکت جوهری
براهین دیگر ، بعضی متکی به اصلی است که آن اصل خود ماهیت قوه و فعل و ماهیت تغییر است و این در کلمات خود مرحوم آخوند هست ، ولی متأسفانه با اینکه توجه درستی به این مطلب کرده ، آنطور که باید در این مورد داد سخن نداده است . آقای طباطبائی در حرکت جوهریه همیشه نقطه اتکائشان این برهان است ، و کمتر به سه برهان دیگر تکیه میکنند . اجمال این برهان اینست : آنچه که مسلم است اینست که در طبیعت ، چه در جوهر و چه در عرض ، تغییر پیدا میشود و امثال شیخ منکر این جهت نیستند ، ولی میگویند تغییرها به نحو کون و فساد است . یعنی یک جوهر ممکن است تغییر بکند به نحوی که ماهیتش عوض بشود ، صورتی از آن از بین برود و صورت جدیدی بیاید . آنها