پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦١ - راه نجات اين است
راه استفاده كرد، همان گونه كه قرآن مجيد مىگويد: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»، سرانجام نيك براى پرهيزكاران است». [١] سپس امام (ع) به سرنوشت مدّعيان باطل امامت و پيشوايى مردم پرداخته، ضمن چهار جمله وضع آنها را روشن مىسازد.
مىفرمايد: «آن كس كه به ناحق ادّعا (ى امامت و ولايت) كند، هلاك مىشود (زيرا هم خودش گمراه است و هم ديگران را به گمراهى مىكشاند)» (هلك من ادّعى).
«و آن كس كه با دروغ و افترا بر خدا و پيامبر (ص)، چنين مقامى را طلب كند، محروم مىگردد و به جايى نمىرسد!» (و خاب [٢] من افترى).
«و آن كس كه با ادّعاهاى باطل به مبارزه با حق برخيزد و در برابر آن قد علم كند، هلاك خواهد شد!» (من ابدى صفحته [٣] للحقّ هلك).
«و در نادانى انسان همين بس كه قدر خويش را نشناسد! (و از گليم خود پا فراتر نهد و ادّعاى مقامى كند كه شايسته آن نيست.)» (و كفى بالمرء جهلا الّا يعرف قدره).
اين احتمال نيز وجود دارد كه جملههاى چهارگانه فوق تنها ناظر به مسأله امامت كه اين خطبه ناظر به آن است نباشد، بلكه معنى وسيعترى را دنبال كند كه هر گونه ادّعاى باطل چه در زمينه امامت يا در زمينههاى ديگر را شامل شود و در واقع هشدارى است به مدّعيان باطل كه اين راه خطرناك و موجب هلاكت و شقاوت و بدبختى را كه ناشى از جهل و نشناختن قدر و منزلت خويش است نپويند.
بعضى از شارحان نهج البلاغه براى جمله (من ابدى صفحته للحقّ هلك)
[١] سوره اعراف، آيه ١٢٨.
[٢] «خاب» از ماده «خيبه» به معنى بىفايده بودن و محروم شدن است، به همين دليل به سنگ آتشزنهاى كه جرقّه نمىزند «خيّاب» مىگويند و «خاب» در اين جا به معنى محروم شدن و به نتيجه نرسيدن است.
[٣] «صفحه» در اصل به معناى عرض چيزى است و گاه به معنى صفحه صورت مىآيد و «مصافحه» آن است كه «صفحه» (كف دستها) را به هم بدهند.