پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤ - خطبه در يك نگاه
از مجموع اين خطبه و مقدمهاى كه «سيّد رضى» براى آن آورده، به خوبى استفاده مىشود كه بعد از رحلت «رسول خدا» (ص)، «ابو سفيان» و «عباس» خدمت آن حضرت آمدند (و شايد عباس به تحريك ابو سفيان آمده بود) و امام (ع) را به قيام تشويق كردند و تقاضا كردند با او به عنوان خليفه بيعت كنند ولى امام (ع) با آگاهى كاملى كه از شرايط زمان داشت و دلسوزى خاصّى كه براى بقاى اسلام و در هم شكستن توطئههاى منافقان مىنمود نه تنها اين بيعت را نپذيرفت بلكه با عباراتى روشن به آنها هشدار داد كه از اين گونه كارها بپرهيزند.
از آن جا كه مىدانست افراد ناآگاه يا مغرض به او خردهگيريهايى به خاطر سكوتش مىكنند به آنها پاسخ داد و در پايان، عشق خود را به مرگ و شهادت و لقاى پروردگار بيان مىكند و به علم و آگاهى فراوانى اشاره مىنمايد كه از اسرار است و اجازه پردهبردارى از آن را ندارد.