پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦ - شرح و تفسير توحيد ذات و صفات خداوند
توضيح داده است، مىفرمايد: «كمال اخلاص براى او، نفى صفات ممكنات از اوست» (و كمال الاخلاص له نفى الصّفات عنه).
به تعبير ديگر، در مرحله قبل، سخن از اخلاص به طور اجمال بود و در اين جا كه اخلاص به مرحله كمال مىرسد، جنبه تفصيلى پيدا مىكند و دقيقا روشن مىشود كه براى اخلاص در توحيد بايد هر گونه صفاتى را كه مخلوق دارد از او نفى كرد، خواه اين صفت، داشتن اجزاى تركيبى باشد يا غير آن. چه اين كه مىدانيم تمام ممكنات حتى عقول و نفوس مجرّده نيز در واقع مركّبند (حد اقل تركيبى از وجود و ماهيّت) حتى مجرّدات، يعنى موجودات ما فوق مادّه نيز از اين تركيب بركنار نيستند و امّا موجودات مادّى، همه داراى اجزاى خارجى مىباشند، ولى ذات پاك خداوند نه اجزاى خارجى دارد و نه اجزاى عقلى، نه در خارج قابل تجزيه است و نه در فهم و درك ما، و كسى كه به اين حقيقت توجّه نكند توحيد خالص را نيافته است و از اين جا روشن مىشود، اين كه مىفرمايد:
كمال توحيدش نفى صفات از اوست، نه به معناى نفى صفات كماليه است، چرا كه تمام صفات كمال اعمّ از علم و قدرت و حيات و غير آن همه از آن اوست، بلكه منظور صفاتى است كه ما هميشه به آنها خو گرفتهايم و آنها را شناختهايم يعنى صفات مخلوقات كه همه جا آميخته به نقص است. مخلوقات داراى علم و قدرتند امّا علم و قدرتى ناقص و محدود و آميخته با جهل و ضعف و ناتوانى، در حالى كه ذات پاك خداوند از چنين علم و قدرتى منزّه است.
شاهد گوياى اين سخن گفتارى است كه خود امام (ع) در ذيل اين خطبه در باره فرشتگان دارد، مىفرمايد: «لا يتوهّمون ربّهم بالتّصوير و لا يجرون عليه صفات المصنوعين، آنها هرگز پروردگار خود را با قوّه وهم تصوير نمىكنند و صفات مخلوقات را براى او قائل نمىشوند».
اضافه بر اين، صفات مخلوقات هميشه از ذات آنها جداست، يا به تعبير ديگر