پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٧ - جاهلان عالمنما!
(حتّى اذا ارتوى من ماء آجن [١]، و اكتثر من غير طائل [٢]، جلس بين النّاس قاضيا ضامنا لتخليص ما التبس على غيره).
آرى اين مرد نادان و گمراه و عالمنما كه سرمايه علمى او يك مشت اشتباهات و يا مسائل بيهوده است و مغز و روح او انباشته از آبهاى گنديده حبّ دنيا و علاقه به زرق و برق عالم مادّه است، تكيه بر جايى مىزند كه جز انبيا و معصومين و جانشينان به حقّ آنها كسى نمىتواند بر آن جا بنشيند. همان طور كه در حديث معروف وارد شده است كه على (ع) خطاب به «شريح قاضى» فرمود: «يا شريح قد جلست مجلسا لا يجلسه نبىّ او وصىّ نبىّ او شقىّ، اى شريح! بر جايى نشستى كه در اين جا جز پيامبر يا وصى پيامبران يا شقى نمىنشيند!». [٣] از آن بدتر اين كه او ادّعايى بزرگ دارد كه من مىخواهم حقايقى را كه از ديگران مكتوم مانده است، واضح و آشكار سازم و هميشه جاهلان عالمنما از اين ادّعاهاى بزرگ و بلندپروازيهاى احمقانه داشته و دارند! بعضى از شارحان «نهج البلاغه»، بر اين كلام امام چنين افزودهاند كه نه تنها در آن زمان، كه در عصر ما هم در ميان كسانى كه بر مسند قضاوت تكيه زدند از اين جاهلان عالمنما و آلودگان به زرق و برق دنيا كم نيستند! همان گروهى كه اگر حق و عدالت باشد بايد همراه مجرمان در قعر زندانها به سر برند! و اين خود يكى از مشكلات بزرگ دستگاههاى قضايى عصر ماست. [٤]
[١] «آجن» به معنى آب گنديده است.
[٢] «طائل» از ماده «طول» (بر وزن قول) به معنى فايده و امتداد است و «من غير طائل» به معنى بىفايده و بيهوده است.
[٣] «وسائل»، جلد ١٧، صفحه ٣٧ (روشن است وصىّ پيامبران در اين جا مفهوم گستردهاى دارد كه عالمان عادلى كه در خط پيامبران هستند را نيز شامل مىشود).
[٤] شرح «نهج البلاغه مرحوم مغنيه»، جلد ١، صفحه ١٤٤.