پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - ١- رابطه خلق و خالق و مسأله «وحدت وجود»!
امّا بدون شك پارهاى از سخنان آنان قابل اين گونه توجيهات نيست و به راستى مىگويند در عالم هستى يك وجود بيشتر نيست و بقيّه خيال و پندار است و حتّى تصريح مىكنند كه بتپرستى هم اگر به شكل محدود در نيايد عين خداپرستى است، چرا كه همه عالم اوست و او همه عالم است.
اين سخن از هر كس كه باشد- علاوه بر اين كه مخالف وجدان بلكه بديهيّات است و يكسره علّت و معلول و خالق و مخلوق و عابد و معبود را انكار مىكند- از نظر عقايد اسلامى نيز لوازم فاسدى دارد كه بر كسى پوشيده نيست. چرا كه در اين صورت، خدا و بنده و پيامبر و امّت و عابد و معبود و شارع و مكلّف مفهومى نخواهد داشت و حتّى بهشت و دوزخ و بهشتيان و دوزخيان همه يكى است و همه عين ذات اوست و اين دوگانگىها همه زاييده وهم و خيال و پندار است كه اگر پردههاى پندار را پاره كنيم چيزى جز وجود او باقى نمىماند! و نيز لازمه آن، اعتقاد به جسم بودن خداوند، يا حلول و مانند آن مىشود.
به اين ترتيب نه با وجدانيّات و دلايل عقل سازگار است و نه با عقايد اسلامى و قرآن مجيد و از همين جاست كه فقيه نامدار مرحوم محقّق يزدى- قده- در متن عروة الوثقى در بحث مربوط به كفّار مىنويسد: لا اشكال فى نجاسة الغلاة و الخوارج و النّواصب و أمّا المجسّمة و المجبّرة و القائلين بوحدة الوجود من الصّوفية اذا التزموا باحكام الاسلام فالاقوى عدم نجاستهم الّا مع العلم بالتزامهم بلوازم مذاهبهم من المفاسد، [١] شكّى در ناپاك بودن غلات و خوارج و نواصب [٢] نيست. امّا آنها كه قائل به جسميّت خدا و جبر هستند و همچنين گروهى از
[١] عروة الوثقى، بحث نجاست كافر، مسئله ٢.
[٢] «غلات» كسانى هستند كه در باره ائمه- عليهم السلام- مخصوصا على (ع) غلوّ كرده و او را خدا مىدانند يا متّحد با او مىشمرند. «خوارج» بازماندگان گروههايى هستند كه بر على (ع) خروج كردند و در نهروان با حضرتش جنگيدند و شكست خوردند و «نواصب» دشمنان اهل بيتند.