پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - شرح و تفسير توحيد ذات و صفات خداوند
اين نكته نيز معلوم است كه معرفت اجمالى در درون فطرت و نهاد آدمى نهفته است. حتّى نياز به تبليغ هم ندارد آنچه پيامبران الهى به آن مبعوث شدهاند، اين است كه اين معرفت و شناخت اجمالى تبديل به شناخت تفصيلى و كامل گردد و شاخ و برگ آن رشد و نمو كند و علف هرزههاى مزاحم كه به صورت افكار شرك آلود در اطراف اين درخت برومند نمايان مىگردد زدوده شود.
در مرحله بعد مىفرمايد: «كمال معرفت و شناخت خداوند تصديق به ذات پاك اوست» (و كمال معرفته التّصديق به).
در اين كه چه تفاوتى ميان تصديق و معرفت است، تفسيرهاى مختلفى وجود دارد. نخست اين كه منظور از معرفت در اين جا شناخت فطرى و مراد از تصديق شناخت علمى و استدلالى است.
يا اين كه منظور از معرفت، معرفت و شناخت اجمالى است و مقصود از تصديق، معرفت و شناخت تفصيلى است، يا اين كه معرفت، اشاره به علم و آگاهى نسبت به خداوند است، ولى تصديق اشاره به ايمان است زيرا مىدانيم علم از ايمان جداست، ممكن است انسان به چيزى يقين داشته باشد ولى ايمان قلبى- كه عبارت است از تسليم در برابر آن و به رسميّت شناختن در درون دل، يا به تعبيرى ديگر اعتقاد به آن- نداشته باشد.
گاهى بزرگان براى جدايى اين دو از يكديگر مثال سادهاى مىزنند مىگويند: بسيارى هستند كه از ماندن در كنار جسد مرده مخصوصا در شب