پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٠ - ٢- پيامدهاى اعتقاد به تصويب و بسته شدن باب اجتهاد
اجتماعى در تمام جهان اسلام انتشار يافته بودند، به همين دليل حذف آنها ممكن نبود، همان گونه كه شيوع مذاهب ديگر نيز موجب مشكلات فراوانى مىشد.
لذا فقها و حكّام وقت دست به دست هم دادند كه با هر كس كه سخنى از غير اين چهار مذهب بگويد به شدّت مقابله كنند، و عجب اين كه اين مسأله در قرن هفتم اتّفاق افتاد.
در مصر در سال ٦٦٥ و در بغداد در سال ٦٣١، شروع شد به طورى كه در سال ٦٤٥ مدرّسان مدرسه معروف «مستنصريّه» تصميم گرفتند كه غير از اين چهار مذهب را نپذيرند و آنچه غير از آن است تحريم كنند.
بدين ترتيب هفت قرن بعد از ظهور اسلام و گرم بودن بازار اجتهاد و آزادى فقها، درهاى اجتهاد بسته شد و همه فقها به صورت مقلّدانى براى اين چهار فقيه در آمدند، و استقلال فقهى خويش را از دست دادند. و اين نبود مگر به خاطر انحرافى كه در همان قرن اوّل واقع شد. عترت و اهل بيت كه يكى از دو ثقل عظيم بودند كنار گذاشته شدند و باب قياس و استحسان و اجتهاد به رأى، گشوده شد و آن همه آراى ضدّ و نقيض و پر از هرج و مرج ظاهر گشت و همه به عنوان حكم اللّه تلقّى شد و حتّى با نهايت تأسّف، مكتب اهل بيت در رديف يكى از مذاهب چهارگانه نيز قرار نگرفت. [١] در حقيقت آن انحراف نخستين سبب پيدايش اين بدعت بزرگ شد، بدعتى كه چارهاى جز آن نبود.
٣- هرج و مرج فقهى و قضايى كه از وجود آراى متضاد و متعدّد، گاه به عدد مجتهدين، در يك مسأله به وجود مىآيد، و بىشك مشكلات آن از مشكلات
[١] براى توضيح بيشتر به كتاب «توضيح الرشاد في تاريخ عصر الاجتهاد» نوشته محدث محقّق، مرحوم «حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى» مراجعه فرماييد.