پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - شرح و تفسير توحيد ذات و صفات خداوند
و ابديّت است، هر چند درك چنين معنايى براى ما كه تنها با صفات مخلوقات خو گرفتهايم و انسان را چيزى و علم و قدرت او را چيزى اضافه بر ذات او مىدانيم بسيار دشوار است (چرا كه وقتى از مادر متولّد شد نه علم داشت و نه قدرت سپس صاحب علم و قدرت شد).
سپس در ادامه اين سخن و تكميل آن، جملههايى بسيار كوتاه و پرمعنى بر آن مىافزايد و مىفرمايد: «هر كس خداوند سبحان را (با صفاتى همچون صفات مخلوقات) توصيف كند، او را با امور ديگرى قرين دانسته و آن كس كه او را با چيز ديگرى قرين كند، دوگانگى در ذات او قائل شده و كسى كه دوگانگى براى او قائل شود، اجزايى براى او پنداشته و هر كس براى او اجزايى قائل شود، به راستى او را نشناخته است!» (فمن وصف اللّه سبحانه فقد قرنه و من قرنه فقد ثنّاه و من ثنّاه فقد جزّاه و من جزّاه فقد جهله).
در واقع كلام امام (ع) ناظر به اين معنى است كه اثبات صفاتى همانند مخلوقات، براى خدا لازمهاش تركيب در وجود مقدّس اوست، يعنى همان گونه كه انسان تركيبى از ذات و صفات است او نيز بايد چنين باشد و اين معنى با واجب الوجود بودن سازگار نيست زيرا هر مركّبى نياز به اجزاى خود دارد و نياز داشتن (فقر) با واجب الوجود بودن سازگار نمىباشد.
براى اين عبارت دو تفسير ديگر نيز گفته شده است:
- نخست اين كه هر گاه صفات او را غير از ذات او بدانيم طبعا ذات او نيز مركب خواهد شد چرا كه ذات و صفات در فرض دوگانگى حتما جهت مشتركى دارند و جهت امتيازى (كه از آن به «ما به الاشتراك» و «ما به الامتياز» تعبير مىشود) زيرا هر دو در وجود و هستى شريكند و در عين حال از هم جدا هستند و در اين صورت بايد ذات او را نيز مركب از آن دو جنبه مختلف بدانيم.