پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١ - نكته چرا على (ع) بعد از پيامبر قيام نكرد؟
نامساعد بذر نمىافشاند بلكه قبلا با صبر و حوصله، زمين را شخم زده و شورهزار را آماده مىكند، سپس به بذرافشانى مشغول مىشود.
نكته چرا على (ع) بعد از پيامبر قيام نكرد؟
بسيارى سؤال مىكنند با اين كه «على» (ع) براى خلافت رسول خدا (ص) از همه شايستهتر بود و افزون بر اين پيامبر بارها بر جانشينى و خلافت او تأكيد فرمود، چرا آن حضرت براى گرفتن اين حقّ مسلّم خويش كه در واقع حقّ امّت اسلامى بود بپا نخاست و قدرتنمايى نكرد، بلكه سكوت فرمود و ميدان به دست ديگران افتاد؟
پاسخ اين سؤال به وضوح در عبارات كوتاه و پر معناى اين خطبه آمده است، و در واقع چند دليل براى عدم قيام خود ذكر فرموده است:
نخست اين كه كسانى كه به او پيشنهاد قيام كردهاند مانند «ابو سفيان» به يقين حسن نيّت نداشتهاند و يا- مانند عبّاس- تحت تأثير كسانى بودند كه حسن نيّت نداشتند، و لذا امام آنان را در اين خطبه، فتنهجو و برترىطلب خوانده است.
ديگر اين كه حضرت به خوبى مىديد كه در مسير خود تقريبا تنهاست و جز يارانى اندك كسى را ندارد، به همين دليل در بعضى از خطبههاى نهج البلاغه نيز امام با صراحت مىگويد: «تنها ياوران من اهل بيت من بودند و من نخواستم آنها را به خطر بيفكنم»! [١] از همه اينها گذشته، حكومت و زمامدارى مردم براى امام يك هدف نبود، چرا كه او آن را آبى متعفّن و لقمهاى گلوگير مىداند، بلكه وسيلهاى براى احقاق
[١] به خطبه ٢٦ مراجعه شود.