پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - ترجمه
بديهى است تا وضع سابق مردم، يعنى قبل از قيام رسول خدا، دقيقا ترسيم نشود، عظمت رسالت پيامبر (ص) و خدمتى كه او به جامعه انسانيت كرد و اثرى كه آيين پاكش گذاشت به طور كامل روشن نخواهد شد. هميشه اين گونه مقايسههاست كه عظمت كار و برنامه انبيا و مردان بزرگ را در طول تاريخ مشخص مىكند.
در نخستين جملهها مىفرمايد: «خداوند پيامبرش را در زمانى فرستاد كه مردم در فتنهها گرفتار بودند، فتنههايى كه رشته دين در آن گسسته و ستونهاى ايمان و يقين متزلزل شده، اصول اساسى فطرت و ارزشها دگرگون گشته، و امور مردم پراكنده و متشتّت و راه فرار از فتنهها بسته، و پناهگاه و مرجع، ناپيدا بود» (و النّاس في فتن انجذم [١] فيها حبل الدّين و تزعزعت [٢] سواري [٣] اليقين و اختلف النّجر [٤] و تشتّت الامر و ضاق المخرج و عمي المصدر).
از يك سو، فتنههاى شياطين و وسوسههاى هواپرستان، رشتههاى ايمان و اعتقاد و معارف دينى را پاره كرده بود و از سوى ديگر، نابسامانى، سراسر جامعه را فرا گرفته و آتش اختلافات از هر سو زبانه مىكشيد، و از همه بدتر اين كه در چنين شرايطى نه راه فرارى وجود داشت و نه پناهگاهى، و مردم مجبور بودند در آن محيط آلوده به انواع انحراف و گناه بمانند و در آن لجنزار متعفّن دست و پا بزنند.
[١] «انجذم» از ماده «انجذام» به معنى قطع شدن و از هم گسيختن است و جذام را به آن بيمارى مخصوص، به خاطر اين مىگويند كه باعث بريده شدن اعضاست.
[٢] «تزعزعت» از ماده «زعزع» به معنى به حركت در آوردن و مضطرب ساختن است مثلا گفته مىشود زعزع الرّيح الشّجرة يعنى باد درخت را به حركت و لرزه در آورد.
[٣] «سوارى» جمع «سارية» به معنى ستون است.
[٤] «نجر» (بر وزن فجر) به معنى اصل و ريشه و بنياد و گاه به معنى اصلاح كردن و تراشيدن و شكل و هيأت نيز آمده است و نجّار را به همين سبب نجار مىگويند و در خطبه فوق با معنى اصول سازگارتر است.