پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩ - ترجمه
بخش نهم
ثمّ جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها، و عذبها و سبخها، تربة سنّها بالماء حتّى خلصت، و لاطها بالبلّة حتّى لزبت، فجبل منها صورة ذات احناء و وصول، و اعضاء و فصول، اجمدها حتّى استمسكت، و اصلدها حتّى صلصلت لوقت معدود، و اجل معلوم، ثمّ نفخ فيها من روحه، فمثلت انسانا ذا اذهان يجيلها، و فكر يتصرّف بها، و جوارح يختدمها و ادوات يقلّبها و معرفة يفرق بها بين الحقّ و الباطل و الاذواق و المشامّ و الالوان و الاجناس، معجونا بطينة الالوان المختلفة، و الاشباه المؤتلفة و الاضداد المتعادية، و الاخلاط المتباينة من الحرّ و البرد و البلّة و الجمود.
ترجمه
سپس خداوند سبحان، مقدارى خاك از قسمتهاى سخت و نرم زمين و بخشهاى شيرين و شورهزار گرد آورد و آب بر آن افزود و آن را با رطوبت آميخت تا به صورت موجودى چسبناك در آمد و از آن صورتى آفريد كه داراى خميدگيها و پيوندها و اعضا و مفاصل بود. سپس آن را سفت و جامد كرد تا خود را نگه دارد و صاف و محكم و خشك ساخت و اين حال تا وقت معيّن و سرانجام معلومى ادامه يافت. سپس از روح خود در او دميد و به صورت انسانى در آمد داراى نيروهاى عقلانى كه او را در جهات مختلف به حركت وا مىدارد و فكرى كه به وسيله آن (در موجودات مختلف) تصرّف مىنمايد و اعضايى كه آنها را به خدمت مىگيرد و ابزارى كه براى انجام مقاصدش آنها را زير و رو مىكند و شناختى كه به وسيله آن حق را از باطل جدا مىسازد و طعمهاى مختلف و