پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٢ - جاهلان عالمنما!
آنها گفته مىشود كه به ضرس قاطع سخن مىگويند يعنى سخنانشان روى مبنا و مطابق اصول صحيح است.
در توصيف سوّم مىفرمايد: «او همانند تندبادى كه گياهان درهم شكسته را بىهدف به هر سو پراكنده مىكند، روايات پيامبر (ص) را در هم مىريزد! (تا به گمان خويش از آن نتيجهاى به دست آورد)» (يذرو [١] الرّوايات ذرو الرّيح الهشيم [٢]).
اشاره به اين كه او در ظاهر براى بسيارى از مطالب، روايت و سنّت پيامبر را مىخواند، امّا چه فايده كه به هيچ وجه قدرت تحليل آن را ندارد! نه از مفاد آن آگاه است و نه از چگونگى قوّت و ضعف سند، نه راه جمع بين روايات متعارضه را مىداند و نه روايات محكم را از متشابه مىشناسد. درست همانند تندباد كه گياهان خشكيده را بىهدف به هر سو مىبرد كه از آنها هيچ حاصلى به دست نمىآيد.
گياهان خشكيده (هشيم) فايده چندانى ندارند، ولى اگر جمع شود ممكن است مختصر فايدهاى از آن حاصل شود، ولى تندباد چنان آنها را پراكنده مىكند كه آن مختصر فايده نيز از بين مىرود و چنين است حال آگاهان بىخردى كه به سراغ روايات مىروند و صحيح را از ضعيف و درست را از نادرست نمىشناسند.
در چهارمين توصيف مىفرمايد: «به خدا سوگند! اين نادان مغرور نه براى حل مسائلى كه بر او وارد مىشود قابل اعتماد است و نه براى مدحى كه مدّاحان چاپلوس در باره او سر مىدهند شايستگى دارد!» (لامليّ- و اللّه- باصدار [٣] ما ورد عليه، و لا
[١] «يذرو» از ماده «ذرو» (بر وزن ضرب) به معنى پراكنده كردن است (اين لغت به صورت ناقص واوى و ناقص يائى هر دو آمده است).
[٢] «هشيم» از ماده «هشم» (بر وزن پشم) به معنى شكستن چيز خشكى است، خواه تو خالى باشد يا تو پر. از اين جهات گياهان خشكيده درهم شكسته را «هشيم» مىگويند.
[٣] «اصدار» از ماده «صدر» نقطه مقابل ورود است. در اصل به معنى ورود و خروج از آبگاه است، سپس به هر دخول و خروجى نسبت به امور مختلف، ورود و صدور اطلاق شده است.