پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠ - نقش طوفانها در آغاز آفرينش
به سوى قسمتهاى متحرّك مىبرد» (تردّ أوّله الى آخره و ساجيه [١] الى مائره [٢]).
در مرحله سوّم مىفرمايد: «آبها بر روى هم متراكم شدند و بالا آمدند» (حتّى عبّ عبابه [٣]). «و قسمتهاى متراكم آب، كفهايى از خود به بيرون پرتاب كردند» (و رمى بالزّبد ركامه [٤]).
سرانجام در مرحله چهارم: «خداوند اين كفها را در فضاى وسيع بالا و جو گشاده و گسترده، بالا برد» (فرفعه في هواء منفتق و جوّ منفهق [٥]).
«و از آن آسمانهاى هفتگانه را آفريد و منظم ساخت» (فسوّى منه سبع سماوات).
اين در حالى بود كه قسمتهاى پايين آن را همچون موج مهار شدهاى قرار داد.
و قسمتهاى بالا را همانند سقفى محفوظ و بلند، ساخت» (جعل سفلاهنّ موجا مكفوفا [٦] و علياهنّ سقفا محفوظا و سمكا [٧] مرفوعا).
«در حالى كه هيچ ستونى كه آن را نگاه دارد نبود و نه ميخ و طنابى كه آن را به نظم و
[١] «ساجى» از مادّه «سجو» (بر وزن سهو) به معناى سكون و آرامش است.
[٢] «مائر» از مادّه «مور» (بر وزن فور) در اصل به معناى جريان سريع است اين واژه بر «جادّه» نيز اطلاق مىشود چرا كه مردم در آن در حركت و رفت و آمدند.
[٣] «عباب» از مادّه «عبّ» به معناى نوشيدن آب به سرعت و بدون وقفه است و به همين جهت به آب فراوان و باران زياد و سيل عظيم «عباب» گفته مىشود و در اينجا به معناى متراكم شدن آبها بر روى يكديگر است.
[٤] «ركام» به معناى متراكم است كه قبلا به آن اشاره شد.
[٥] «منفهق» از مادّه «فهق» (بر وزن فرق) به معناى گستردگى و وسعت است و از اين رو قسمت گسترده درّه و ظرف پر آب را «منفهق» گويند.
[٦] «مكفوف» از مادّه «كفّ» (بر وزن سدّ) به معناى قبض و انقباض و جمع كردن چيزى است. به قسمت پايين دست «كفّ» گفته مىشود زيرا به وسيله آن قبض و انقباض صورت مىگيرد و به نابينا «مكفوف» مىگويند چون چشم او منقبض و بسته است.
[٧] «سمك» در اصل به معناى بلندى و ارتفاع است و به سقف خانه «سمك» مىگويند چون مرتفع است.