پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢ - نكته چرا على (ع) بعد از پيامبر قيام نكرد؟
حق و اجراى عدالت و يا دفع باطل مىدانست. [١] ولى هنگامى كه مىبيند اين قيام به اين هدف منتهى نمىشود، بلكه ايجاد خلاف ميان صفوف مسلمين مىكند و ممكن است منافقان كه منتظر بودند از آب گلآلود ماهى بگيرند، برخيزند و اساس اسلام را به خطر بيندازند، چارهاى جز سكوت نمىبيند.
«ابن ابى الحديد» مىگويد: روايت شده است كه روزى «فاطمه»- سلام اللّه عليها- امام را به قيام ترغيب كرد و در همان حال صداى مؤذّن برخاست (اشهد أنّ محمّدا رسول اللّه) امام رو به همسر گراميش فاطمه كرد، فرمود: «ا يسرّك زوال هذا النّداء من الارض، آيا دوست دارى اين صدا از روى زمين برچيده شود»؟ عرض كرد: نه. فرمود: پس مطلب همان است كه من مىگويم (بايد سكوت و تحمّل كرد). [٢] از همه اينها گذشته هر كار- مخصوصا قيامهاى مهم اجتماعى سياسى- نياز به فراهم شدن شرايط دارد و بايد زمينههاى آن فراهم گردد و در غير اين صورت نتيجهاى جز ناكامى و شكست و اتلاف نيروها نخواهد داشت و مانند آن است كه ميوه نارسيده را از درخت بچينند يا بذر در شورهزار بريزند. امام كه از اين واقعيّتها با خبر بود، وظيفه الهى خود را در اين ديد كه سكوت را بر قيام ترجيح دهد.
[١] به خطبه ٣٣ مراجعه شود.
[٢] شرح ابن ابى الحديد، جلد ١١، صفحه ١١٣.