پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - ١- رابطه خلق و خالق و مسأله «وحدت وجود»!
است و بودن افراد ديگر در كنارش آرامبخش، مخصوصا به هنگام هجوم خطرات و آفات و بلاها و بيماريها. و گاه اين انسان كوته فكر خدا را با خود قياس مىكند و تعجّب مىكند چگونه قبل از آفرينش مخلوقات تنها بود، چگونه انيس و مونسى ندارد و چگونه در عين تنهايى احساس آرامش مىكند؟! بىخبر از اين كه او وجودى است بىنهايت، نه نياز به چيزى دارد كه از كسى كمك بگيرد و نه از دشمنى هراسان است كه از ديگرى در برابر او مدد بجويد، نه شبيه و مانندى كه با او انس گيرد. به همين دليل هميشه متوحّد (بىهمدم) بوده و همچنان هست و خواهد بود، از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه واژه «متوّحد» در اين جا مفهومى غير از «واحد» و «احد» دارد.
نكتهها
در اين فراز بسيار پر معنى و پر محتوا نكتههاى فراوانى نهفته شده و درسهاى گرانبهايى است كه رهگشاى بسيارى از مشكلات عقيدتى در زمينه «معرفة اللّه و اسماء و صفات او» است، از جمله:
١- رابطه خلق و خالق و مسأله «وحدت وجود»!
در اين كه خداوند با مخلوقات و آفريدگار با آفريدهها چه رابطهاى دارد در ميان فلاسفه و دانشمندان گفتگو بسيار است. گروهى راه افراط را پيمودهاند و در مسير وحدت وجود و موجود گام نهاده و او را عين مخلوقاتش پنداشتهاند.
مىگويند در عالم هستى يك وجود شخصى بيش نيست و غير او هر چه هست جلوههاى او و تطوّرات ذات اوست يا به تعبير ديگر: در حقيقت يك چيز بيش نيست و كثرتها و تعدّدها خيالات و پندارها و سرابهايى است كه خود را آب نشان مىدهد، امّا هيچ نيست.