پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤ - ٢- اشتباهات و عذرخواهيها!
السّؤول» و «مناقب خوارزمى» آمده است كه زن باردارى را كه اعتراف به ارتكاب زنا كرده بود نزد «عمر» آوردند، «عمر» دستور به رجم او داد. در اثناى راه «على» (ع) با او برخورد كرده، فرمود: اين زن را چه شده است؟ گفتند:
«عمر» دستور رجم او را صادر كرده است. «على» (ع) او را باز گرداند و به «عمر» گفت: «هذا سلطانك عليها فما سلطانك على ما فى بطنها، تو بر اين زن سلطه دارى (و مىتوانى او را مجازات كنى) امّا سلطه و دليل تو بر آنچه در شكم اوست چيست؟» سپس افزود: شايد بر او نهيب زدهاى و او را ترساندهاى (كه اعتراف به گناه كرده است)؟ «عمر» گفت: چنين بوده است. فرمود: مگر نشنيدهاى كه پيغمبر اكرم (ص) فرمود: كسى كه زير فشار از جهت زنجير يا زندان يا تهديد اعتراف كند اعتراف او اثرى ندارد؟ «عمر» او را رها كرده، گفت: «عجزت النّساء ان تلدن مثل علىّ بن ابى طالب، لو لا علىّ لهلك عمر، مادران هرگز نمىتوانند مثل «على بن ابى طالب (ع) بزايند اگر على نبود عمر هلاك مىشد»! [١] ٣- در «صحيح ابى داود» كه از صحاح معروف ستّه مىباشد از «ابن عباس» نقل شده: زن ديوانهاى را نزد «عمر» آوردند كه مرتكب زنا شده بود، «عمر» با گروهى از مردم در باره او مشورت كرد و سرانجام دستور داد او را سنگسار كنند.
«على» (ع) بر او گذر كرده و فرمود: «ماجراى اين زن چيست؟ گفتند زن ديوانهاى است از فلان طايفه كه مرتكب زنا شده است و عمر دستور سنگسار كردن او را داده»، فرمود: «او را باز گردانيد» و خودش به سراغ «عمر» رفت، فرمود: «اى عمر مگر نمىدانى كه قلم تكليف از سه طايفه برداشته شده است: از ديوانه تا زمانى كه خوب شود و از شخص خواب تا زمانى كه بيدار شود و از كودك، تا زمانى كه عاقل (و بالغ) گردد»؟ «عمر» گفت: «آرى مىدانم»! فرمود: «چرا دستور دادى اين زن
[١] ذخاير العقبى، صفحه ٨٠، مطالب السؤول، صفحه ١٣، مناقب خوارزمى، صفحه ٤٨، اربعين فخر رازى، صفحه ٤٦٦ (طبق نقل الغدير، جلد ٦، صفحه ١١٠).