پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - ٣- معيار شناخت گناهان كبيره و صغيره
در بعضى هفتاد، ذكر شده است كه اين تعبيرات ممكن است اشاره به سلسله مراتب اين گناهان باشد.
٤- ناسخ و منسوخ و فلسفه آن
اين دو عنوان نيز براى بعضى بسيار بحثانگيز است و شايد تعجّب مىكنند كه چگونه در قرآن آيات ناسخ و منسوخى وجود دارد (منظور از ناسخ و منسوخ اين است كه حكمى بيايد و حكم ديگرى را بردارد مانند نماز خواندن به سوى مسجد الحرام و كعبه كه باعث نسخ حكم نماز به سوى بيت المقدّس شد).
وجود ناسخ و منسوخ در قوانينى كه ساخته و پرداخته فكر انسانهاست جاى تعجّب نيست، چرا كه امروز ممكن است قانونى بگذارند و فردا پى به اشتباهاتى در آن ببرند و آن را نسخ كنند ولى در احكام الهى چگونه تصوّر مىشود؟
پاسخ اين سؤال را در يك جمله مىتوان خلاصه كرد و آن اين كه علم خداوند و آگاهى بىپايان او هرگز دگرگون نمىشود ولى پارهاى از موضوعات در اثر گذشت زمان تغيير مىيابد، مثلا ممكن است دارويى براى بيمارى، امروز داروى شفابخش باشد و چند روز ديگر براى همان بيمار، زيانبار و خطرناك. طبيب آگاه، امروز دستور استفاده از آن را مىدهد و چند روز ديگر آن را نسخ مىكند و ممنوع مىشمارد. در مثال قبله و غير آن نيز مطلب همينطور است. ممكن است يك روز نماز به بيت المقدّس داراى مصالح زياد باشد چرا كه كعبه مركز بتها شده، بعلاوه رنگ قوميّت به خود گرفته و اگر در آغاز، نماز به سوى آن خوانده شود، مشكل ايجاد خواهد شد ولى نماز به سوى بيت المقدّس به مدّت سيزده سال، اين زنگها را از اسلام مىزدايد و هر گاه بعد از هجرت به مدينه نماز به سوى كعبه كه نخستين خانه توحيد است خوانده شود، داراى مصالح بيشترى است و زيانى هم ندارد.