پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٣ - ٢- چگونه امام (ع) چنين مرد منافقى را تحمّل مىكرد؟
را لعن و نفرين مىكند و لعن خدا و همه لعن كنندگان را نثار او مىكند! سپس او را به اوصافى مانند بافنده (دروغ و باطل) و منافق و فرزند كافر، كسى كه نه در اسلام ارزش و منزلتى داشته و نه در كفر، كسى كه حتّى نسبت به اقوام و نزديكانش مرتكب خيانت شده، توصيف مىكند.
ولى هنگامى كه تاريخچه سياه و زشت و شوم زندگى اين مرد را كه در غالب تواريخ اسلامى آمده است بررسى كنيم و ببينيم تا چه حد مايه فساد در ميان مسلمين و حتّى در دوران جاهليّت بود، و چگونه آتش بيار معركههاى مختلف مىشد تا آن جا كه او را «عرف النّار» ناميدند، آن گاه تعجّب ما زايل مىشود و قبول مىكنيم كه «اشعث بن قيس» استحقاق بيش از اين مقدار را داشت و آنچه امام (ع) بيان فرموده، تنها مقدارى از اعمال و صفات زشت اوست، هر چند اين چند جمله كوتاه، گويا و رساست كه مىتواند چهره واقعى او را در افكار منعكس كند.
در واقع آنچه در اين كلام آمده، بيان بخشى از اوصاف اشعث بن قيس است و يك رهبر آگاه بايد در موقع لزوم، افراد منافق و توطئهگر را به جامعه معرفى كند تا در دام او گرفتار نشوند، مخصوصا گروهى از مردم، به ويژه نسل جوان كه از سابقه زندگى او خبر ندارند، گرد او جمع نشوند، و اين همان افشاگرى بحق است، نه دشنام گويى و ناسزا.
٢- چگونه امام (ع) چنين مرد منافقى را تحمّل مىكرد؟
از آنچه در نكته بالا و در شرح خطبه آمد ممكن است اين سؤال به وجود آيد كه اگر اشعث بن قيس چنين سابقه ننگين و رسوايى داشته، و منشأ آن همه مفاسد بوده است، چرا امام (ع) وجود او را تحمّل مىكرد و دستور اعدامش را نمىداد؟! پاسخ اين است كه: برخورد پيشوايان اسلام با منافقين پيچيده بوده است، چرا كه آنها چهره دوگانهاى داشتهاند، در باطن، كفر و توطئه و فساد و در ظاهر،