پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٤ - ٢- چگونه امام (ع) چنين مرد منافقى را تحمّل مىكرد؟
اسلام و نماز و قرآن، به همين دليل حذف كردن آنها از صحنه اجتماع منشأ تنشهايى مىشده و دستاويز به دست منافقان ديگر مىداده كه چرا مسلمان و نمازخوان به سوى قبله را مىكشند، بخصوص اگر مانند اشعث، قوم و قبيله نيرومندى داشت تنشها بيشتر مىشد.
اين مشكل در عصر رسول اللّه (ص) نيز دقيقا وجود داشت، و رفتار پيامبر را با منافقان كوردل كه در چهره اسلام ظاهر مىشدند پيچيده و مشكل مىساخت، تا آن جا كه در حديث معروفى از پيغمبر اكرم (ص) مىخوانيم كه فرمود: «لو لا انّى اكره ان يقال انّ محمّدا (ص) استعان بقوم حتّى اذا ظفر بعدوّه قتلهم لضربت اعناق قوم كثير، اگر نه به خاطر اين بود كه من ناخوش دارم افرادى بگويند:
محمّد (ص) از گروهى كمك گرفت و پس از پيروزى بر دشمنان، ياران خود را كشت (اگر چنين نبود) من گردنهاى گروه زيادى را مىزدم». [١] آرى! گروهى از منافقين بودند كه در صفوف مسلمين خود را پنهان مىكردند و حتّى در ميدانهاى جنگ همگام با مسلمانان شركت مىكردند، و برخورد شديد با آنها، اين توهّم را براى بعضى از ناآگاهان ايجاد مىكرد كه اسلام حافظ خون مسلمين نيست! و به همين دليل به خاطر نداريم كه پيامبر (ص) دستور قتل منافقى را در تمام دوران زندگيش داده باشد.
ولى اين امر مانع از آن نبود كه پيامبر (ص) و از آن بالاتر قرآن مجيد در مورد آنها به طور عام و احيانا به طور خاص افشاگرى كند تا مردم مراقب آنها باشند.
[١] وسائل الشيعه، ابواب حدّ المرتد، باب ٥، حديث ٣.