پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - شرح و تفسير توحيد ذات و صفات خداوند
- ديگر اين كه مىدانيم وحدت ذات خداوند به معنى وحدت عددى نيست بلكه مفهوم وحدت در باره ذات پاك خدا اين است كه شبيه و نظير و مانند ندارد.
اصولا يك وجود بىنهايت از هر جهت، نمىتواند شبيه و مانندى داشته باشد و اگر صفات خدا را مانند ذات او ازلى و ابدى و بىنهايت بدانيم هم او را محدود كردهايم و هم شبيه و مانندى براى او قائل شدهايم. (دقّت كنيد) در واقع كلام بالا كه امام (ع) در توضيح اخلاص بيان فرموده ناظر به همين معناست، مىفرمايد: كسى كه خدا را به صفات مخلوقات توصيف كند او را قرين با اشياى ديگر ساخته و كسى كه او را قرين چيز ديگرى سازد معتقد به دوگانگى او شده، يعنى دوگانگى ذات و صفات، و كسى كه اين دوگانگى را پذيرا شود، ذات او را مركّب از اجزا پنداشته و كسى كه ذات پاك او را مركّب از اجزا بداند به هيچ وجه او را نشناخته، چرا كه موجودى همچون خود را- از نظر تركيب و محدوديّت- تصوّر كرده و او را خدا ناميده است.
در ادامه اين سخن و تكميل آن مىفرمايد: «كسى كه خدا را نشناسد به او اشاره مىكند و هر كس به سوى او اشاره كند او را محدود شمرده و هر كس او را محدود بداند او را به شمارش در آورده است و در وادى شرك سرگردان شده است» (و من جهله فقد اشار اليه، و من اشار اليه فقد حدّه، و من حدّه فقد عدّه).
در اين كه منظور از «اشاره به سوى خدا» در اين جا چيست دو احتمال وجود دارد: نخست اين كه منظور اشاره عقلى باشد و ديگر اين كه هم اشاره عقلى را شامل بشود و هم اشاره حسّى را.
توضيح اين كه هنگامى كه انسان خدا را با آن حقيقت نامحدود و بيكران و نامتناهيش نشناسد، در ذهن خود مفهوم محدود خاصّى براى وى در نظر مىگيرد و به تعبير ديگر با اشاره عقلى به او اشاره مىكند، در اين حالت طبعا او را محدود