پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - ١- اديان و مذاهب قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص)
طورى كه مورّخان و محقّقان نوشتهاند نه تنها در دنيا مذاهب و اديان بىشمارى بود و انحرافات فراوان، بلكه در ميان عرب نيز عقايد گوناگون بسيارى بود.
ابن ابى الحديد مفسّر معروف نهج البلاغه در باره اديان عرب جاهلى مىگويد: آنها نخست به دو گروه تقسيم شدند معطّله و غير معطّله.
گروهى از معطّله اصلا اعتقادى به خدا نداشتند و همان گونه كه قرآن مىگويد، مىگفتند: «ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ»، چيزى جز زندگانى دنيا وجود ندارد، گروهى مىميرند و گروهى ديگرى به جاى آنها مىآيند و تنها طبيعت است كه ما را مىميراند». [١] گروه ديگرى از آنان خدا را قبول داشتند ولى منكر معاد و رستاخيز بودند و مىگفتند: «مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ»، چه كسى مىتواند استخوانهاى پوسيده را زنده كند»؟ [٢] گروه سوّمى، خداوند و رستاخيز را قبول داشتند ولى منكر بعثت پيامبران بودند و تنها به سراغ پرستش بتها مىرفتند.
بتپرستان نيز مختلف بودند بعضى بتها را شريك خداوند مىدانستند و همين واژه (شريك) را بر آنها اطلاق مىكردند و به هنگام حج مىگفتند: «لبّيك اللّهمّ لبّيك لا شريك لك الّا شريكا هو لك».
امّا گروهى ديگرى بتها را شفيعان درگاه خدا مىدانستند و مىگفتند: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى»، اينها را پرستش نمىكنيم مگر براى اين كه ما را به پيشگاه خدا نزديك كنند»! [٣] گروه ديگرى قائل به تشبيه و تجسّم بودند و براى خدا جسم و اعضا و صفاتى
[١] سوره جاثيه، آيه ٢٤.
[٢] سوره يس، آيه ٧٨.
[٣] سوره زمر، آيه ٣.