پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - شرح و تفسير هماى بلند پرواز انديشهها به كنه ذاتش نرسد!
و بيشتر است كه قابل احصاء باشد. بدن يك انسان از سلولها و ياختههاى بىحدّ و حصرى تشكيل شده (١٠ ميليون ميليارد به طور متوسّط!) كه هر كدام يك موجود زنده است با ساختمان پيچيدهاش و هر يك نعمتى است از نعمتهاى پروردگار كه شمارش آنها در دهها هزار سال نيز ممكن نيست. وقتى انسان نتواند تنها اين بخش كوچك از نعمتهاى الهى را شماره كند، چگونه مىتواند آن همه نعمتهاى بيرونى چه در جنبههاى مادّى يا معنوى را شمارش كند؟ اصولا ما از همه نعمتهاى او آگاه نيستيم كه بخواهيم آنها را شماره كنيم. بسيارى از نعمتهاى او سراسر وجود ما را احاطه كرده و چون هرگز از ما سلب نمىشود، پى به وجود آنها نمىبريم (زيرا وجود نعمت هميشه بعد از فقدان آن شناخته مىشود) اضافه بر اين، هر قدر دامنه علم و دانش انسان توسعه مىيابد، به مواهب جديد و نعمتهاى تازهاى از خداوند دست مىيابد. با اين حال بايد قبول كرد- همان گونه كه مولا مىفرمايد- حسابگران قادر به احصاء نعمتهاى او نيستند! اين جمله مىتواند به منزله علّتى براى جمله قبل باشد، زيرا وقتى نتوان نعمتهاى او را احصا كرد چگونه مىتوان مدح و ستايش و حمد او را به جا آورد؟
گر چه متأسفانه گروهى از بىخبران و ستمگران، بسيارى از نعمتهاى او را به صورت انحصارى در آورده، يا از طريق اسراف و تبذير بر باد دادهاند و گروهى از خلق خدا را به زحمت افكندهاند، ولى اينها هرگز دليل بر محدوديّت نعمتهاى او نيست.
در سوّمين توصيف مىفرمايد: «و تلاشگران و كوشش كنندگان حقّ او را ادا نمىكنند (هر چند خود را به تعب بيفكنند)» (و لا يؤدّي حقّه المجتهدون).
اين جمله در حقيقت نتيجهاى است از جمله سابق، زيرا وقتى نتوان نعمتهاى او را احصا كرد، چگونه مىتوان حقّ او را ادا نمود؟ و به تعبير ديگر حقّ او به اندازه عظمت ذات اوست و شكر و حمد ما به مقدار توان ناچيز ماست و به همين