پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - پيشگفتارى از سيّد رضى (قدس سره) چرا نهج البلاغه را جمعآورى كردم
يقين مىكند اين سخن از كسى است كه در گوشه خانهاى تنها و دور از اجتماع، يا در كنار كوهى قرار گرفته كه جز صداى خودش را نمىشنود و غير خويش ديگرى را نمىبيند و همواره مشغول عبادت مىباشد.
هيچگاه نمىتواند باور كند كه اين سخن كسى است كه به هنگام جنگ با شمشير كشيده در درياى لشكر دشمن فرو مىرفت و پهلوانان و جنگجويان نيرومند را بر زمين مىافكند و گردن گردنكشان را قطع مىكرد و هنگامى كه به لشكرگاه باز مىگشت از دم شمشير او خون مىچكيد و او با اين حال پيشواى زاهدان و برترين صالحان است و اين از فضايل عجيب و شگفتىزا و ويژگيهاى ظريف آن حضرت است كه جمع ميان اضداد و صفات گوناگون و متضاد كرده است.
بسيار مىشد كه من در اين باره با برادران گفتگو مىكردم و شگفتى آنان را از اين ويژگى خاصّ امام (ع) بر مىانگيختم و به راستى اين خود جاى عبرت و شايسته انديشه و فكر است.
(اين نكته نيز شايان ذكر است كه) بسا در اثناى سخنان انتخاب شده، الفاظ يا مفاهيم مكرّرى آمده است. عذر من در اين باره اين است كه در روايات مربوط به سخنان امام (ع) اختلاف شديدى است، گاهى سخنى را در روايتى يافتم و همان طور كه بوده آن را نقل كردم سپس روايت ديگرى به دستم رسيده در همان موضوع، امّا با روايت قبل يكسان نبوده، يا به خاطر مطالب بيشترى كه داشته و يا به خاطر لفظ جالبترى كه در آن به كار رفته لازم بود آن را نيز بياورم.
علاوه بر اين ممكن است بر اثر طولانى شدن مدّت، آنچه در پيش نوشته بودم فراموش شده باشد و قسمتى از آن در اثر سهو و نسيان و نه از روى عمد دوباره آمده باشد.
با اين حال هرگز ادعا نمىكنم كه من به همه جوانب سخنان امام (ع) احاطه پيدا كردهام، به طورى كه هيچ كدام از سخنان او از دستم نرفته باشد. بلكه بعيد