پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥ - تحليلى مهم پيرامون مسأله خلافت
اين نكته نيز قابل توجه است كه براى گردش سنگ آسياب از وجود نهرها استفاده مىشود و اين نهرها از كوههاى عظيم سرچشمه مىگيرد، بعلاوه سنگهاى آسياب را از كوهها جدا مىكنند و ممكن است تعبير فوق، اشارهاى به همه اين معانى باشد، يعنى هم محورم و هم سنگ آسيابم و هم نيروى محرّك آن، كه چيزى جز علم و دانش سرشار نيست.
همچنين همان طور كه اشاره شد، بايد توجه داشت كه قلّههاى كوهها بركات آسمانى را به صورت برفها در خود جاى مىدهند و سپس به صورت تدريجى به زمينهاى تشنه مىفرستند و اين مىتواند اشارهاى به قرب وجود على (ع) نسبت به سرچشمه وحى و بهرهگيرى از درياى بىكران وجود پيامبر (ص) باشد.
بعضى از شارحان تعبير به «سيل» در جمله بالا را اشاره به علم و دانش بيكران على (ع) دانستهاند كه پيامبر اسلام (ص) در حديث معروف: «انا مدينة العلم و علىّ بابها» [١] به آن اشاره فرموده است و نيز در تفسير آيه: «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ»، بگو به من خبر دهيد اگر آبهاى شما در زمين فرو رود چه كسى مىتواند آب جارى در دسترس شما قرار دهد» [٢]، از امام «على بن موسى الرّضا (ع)» مىخوانيم كه: «ماء معين» را به علم امام تفسير فرمودند. [٣] در اين جا چند سؤال كوتاه پيش مىآيد:
[١] براى آگاهى از اسناد اين حديث معروف در كتب اهل سنّت، به احقاق الحق، جلد پنجم، صفحه ٤٦٨ تا ٥٠١ مراجعه فرماييد.
[٢] سوره ملك، آيه ٣٠.
[٣] تفسير نور الثقلين، جلد ٥، صفحه ٣٨٦- اين تفسير منافات با تفسير ظاهرى آن به آب جارى ندارد و همچنين تفسير ديگرى كه در بعضى روايات آمده كه ماء معين به اصل وجود امام تفسير شده است چرا كه همه اين معانى مىتواند در مفهوم آيه جمع باشد.