پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - ٢- چرا از خلافت تعبير به «ارث» شده است؟
پاسدارى كند) «فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ». [١] در حقيقت اين ميراث متعلق به همه امّت است ولى در اختيار امام و جانشين پيامبر (ص) قرار داده شده است.
در مورد كتب آسمانى مىخوانيم: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا»، سپس كتاب (آسمانى) را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم.» [٢] و از همين نظر در حديث مشهور نبوى آمده است: «العلماء ورثة الانبياء، دانشمندان وارثان پيامبرانند». [٣] شاهد اين سخن تاريخ گوياى زندگى على (ع) است، او عملا نشان داد كه هيچ گونه دلبستگى به مال و مقام ندارد و خلافت را- بدون انجام وظايف الهى- همانند كفش كهنه بىارزش، يا آب بينى حيوانى مىدانست، چگونه ممكن است براى از دست رفتن آن چشمى پر خاشاك و گلويى گرفته، داشته باشد؟
بعضى احتمال دادهاند كه منظور از اين «ميراث غارت شده»، «فدك» باشد كه پيامبر (ص) براى دخترش «زهرا»- عليها السّلام- گذارده بود و از آنجا كه مال همسر در حكم مال شوهر است اين تعبير را بيان فرمود، [٤] ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد چرا كه در تمام اين خطبه، سخن از مسأله خلافت است و اين جمله نيز ناظر به آن است.
٣- امام (ع) در گوشه خانه
هيچ كس نمىتواند ضايعه عظيمى را كه بر جهان اسلام از نشستن على (ع) در گوشه خانه وارد شد ارزيابى كند. تنها در بعد علمى وقتى به نهج البلاغه نگاه كنيم
[١] سوره مريم، آيه ٥ و ٦.
[٢] سوره فاطر، آيه ٣٢
[٣] اصول كافى، جلد ١، صفحه ٣٢ و ٣٤.
[٤] منهاج البراعة، جلد ٣، صفحه ٤٥.