پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤ - ٣- امام (ع) در گوشه خانه
مسأله دگرگون گشت مطلبى جداگانه است.
بنا بر اين على (ع) كه همه جا طرفدار حقيقت بود و با واقعيتهاى موجود كه هماهنگ با حقيقت نبود ستيز داشت حق دارد كه حقايق مربوط به خلافت را بعد از رسول خدا بازگو كند تا محققان بعد از قرنها يا هزاران سال بتوانند منصفانه قضاوت كنند و اگر كسانى بخواهند از وضع موجود صرف نظر كرده و به حقايق بينديشند قادر بر اين امر باشند و راه مستقيم را در پرتو تحقيق خود پيدا كنند.
به هر حال هرگز نمىتوان كسى را از بيان حقيقت باز داشت و به فرض كه بتوانيم، حقّ چنين كارى را نداريم زيرا ضايعه بزرگى محسوب مىشود چرا كه هميشه واقعيتهاى موجود با حقايق تطبيق نمىكند و گاه فاصله زيادى با آن دارد، آنچه هست هميشه به معنى آنچه بايد باشد نيست. اسلام به ما مىگويد ما بايد به دنبال چيزى باشيم كه بايد باشد.
شك نيست كه مسأله خلافت و امامت بعد از پيامبر خدا (ص) يكى از اساسىترين مباحث دينى ماست، خواه آن را جزء اصول دين بشماريم آن گونه كه پيروان مكتب اهل بيت (ع) مىگويند، يا جزء فروع دين، هر چه هست مسألهاى است كه از نظر دينى سرنوشتساز مىباشد و به هيچ وجه جنبه شخصى ندارد و بر خلافت آنچه برخى ناآگاهان مىانديشند تنها يك بحث تاريخى مربوط به گذشته نيست، بلكه آثار زيادى براى امروز و فردا و فرداها دارد و مىتواند در بسيارى از مسائل مربوط به اصول و فروع اسلام اثر بگذارد و درست به همين دليل على (ع) در دوران خلافت ظاهريش به طور مكرّر متذكّر اين مسأله شده است.
ب- آنچه مضر به وحدت و اتّحاد صفوف مسلمانان است بحثهاى جنجالى و تعصّبآلود و پرخاشگرانه است، ولى بحثهاى علمى و منطقى كه طرفين، حدود و موازين علمى و منطقى را در آن رعايت كنند نه تنها مزاحم وحدت صفوف مسلمانان نيست بلكه در بسيارى از مواقع به آن كمك مىكند.