پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - ١- فصاحت و بلاغت نهج البلاغه
امير مؤمنان على (ع) را نقل كرده و به ستايش آن حضرت پرداخته است. از جمله هنگامى كه در جلد اوّل كتاب خود به يكى از كلمات قصار آن حضرت رسيد- جمله «قيمة كلّ امرء ما يحسنه، ارزش هر كس همان است كه خوب مىداند و از عهده آن بر مىآيد» [١]- مىگويد: اگر در تمام اين كتاب جز اين جمله نبود كافى بود، بلكه بالاتر از حدّ كفايت، زيرا بهترين سخن آن است كه مقدار كمش تو را از مقدار بسيار بىنياز كند و مفهومش ظاهر و آشكار باشد، گويى خداوند جامهاى از جلالت و عظمت و پردهاى از نور حكمت بر آن پوشانده كه هماهنگ با نيّت پاك و فكر بلند و تقواى بىنظير گويندهاش مىباشد.
٥- نويسنده كتاب «الطراز» (امير يحيى علوى) در كتاب خود جملهاى از جاحظ نقل مىكند، مىگويد: «اين مرد كه يكّه تاز ميدان فصاحت و بلاغت بود، در سخنى چنين گفته: هرگز كلامى بعد از كلام خدا و پيامبرش به گوش من نخورده، مگر اين كه با آن مقابله به مثل كردهام، جز كلمات امير المؤمنين «كرّم اللّه وجهه» كه من توان مبارزه با آن را هرگز در خود نيافتم، سخنانى همچون: «ما هلك امرء عرف قدره، كسى كه ارزش وجود خود را بشناسد هرگز هلاك نمىشود»، «من عرف نفسه عرف ربّه، آن كس كه خويش را بشناسد پروردگارش را شناخته است»، «المرء عدوّ ما جهل، انسان دشمن چيزى است كه نمىداند» و «و استغن عمّن شئت تكن نظيره و احسن الى من شئت تكن اميره و احتج الى من شئت تكن اسيره، از هر كس مىخواهى بىنياز شو تا همانند او باشى و به هر كس مىخواهى نيكى كن تا امير او باشى و به هر كس مىخواهى نيازمند باش تا اسيرش شوى»! سپس مىافزايد: «به انصاف جاحظ در اين گفتارش نگاه كن و اين دليلى ندارد جز اين كه بلاغت سخنان على (ع) پردههاى گوش او را تكان داده و عقل او را به خاطر اعجاز و فصاحتش حيران ساخته، هنگامى كه جاحظ با آن يد بيضايى
[١] نهج البلاغه، قصار الحكم، شماره ٨١.