پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - شرح و تفسير توحيد ذات و صفات خداوند
تاريك و اتاق خالى وحشت دارند با اين كه به يقين مىدانند او مرده است، ولى اين علم در اعماق قلب آنها گويى نفوذ نكرده و آن حالت ايمان و باور حاصل نشده و اين وحشت زاييده همين است.
به عبارت ديگر، علم همان آگاهى قطعى نسبت به چيزى است ولى ممكن است جنبه سطحى داشته باشد و در عمق وجود انسان و روح او نفوذ نكند، امّا هنگامى كه در اعماق روح نفوذ كرد و به مرحله يقين و باور رسيد و انسان بناى قلبى بر اين گذاشت كه آن را به رسميّت بشناسد نام ايمان به خود مىگيرد.
در مرحله سوّم مىفرمايد: «كمال تصديق به ذات پاك او همان توحيد اوست» (و كمال التّصديق به توحيده).
بدون شك هنگامى كه انسان خدا را با معرفت تفصيلى يا به تعبيرى ديگر با استدلال و برهان شناخت، هنوز به مرحله توحيد كامل نرسيده است. توحيد كامل آن است كه ذات او را از هرگونه شبيه و نظير و مانند، پاك و منزّه بداند.
زيرا كسى كه شبيه و مانندى براى او بپذيرد، در حقيقت آنچه را شناخته است خدا نبوده، زيرا خداوند وجودى است نامحدود از هر جهت و بىنياز از هر كس و هر چيز. چيزى كه شبيه و مانند داشته باشد طبعا محدود است، چرا كه هر يك از آن دو وجود شبيه به هم از ديگرى جداست و فاقد كمالات ديگرى است. پس هنگامى تصديق به ذات پاك او به مرحله كمال مىرسد كه انسان او را يگانه و يكتا بداند نه يگانه و يكتاى عددى بلكه يگانه و يكتا به معنى بىهمتا بودن و نداشتن شبيه و نظير و مانند.
سپس به مرحله چهارم گام مىنهد كه مرحله اخلاص است و مىفرمايد: «و كمال توحيدش اخلاص براى اوست» (و كمال توحيده الاخلاص له).