دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٤
٣٨٧١.بحار الأنوار ـ به نقل از محمّد بن ابى مُسهّر از پدرش از جدّش ـ: مفضّل بن عمر جُعفى به امام صادق عليه السلامنامه نوشت و به ايشان اطّلاع داد كه گروه هايى از دينداران (اهل اسلام) به انكار ربوبيت برخاسته اند و در آن، بحث و ستيز مى كنند و از ايشان خواست كه گفته آنان را پاسخ دهد و همان گونه كه بر ديگران احتجاج مى كند ، بر ايشان هم حجّت بياورد . پس امام صادق عليه السلامنوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد ؛ خداوند، ما و تو را به طاعتش موفّق بدارد و به رحمت ، رضوانش را در برابر آن برايمان واجب بدارد . نامه ات رسيد كه آنچه را در ميان ديندارانِ ما به وقوع پيوسته، در آن تذكّر داده بودى و اين كه ملحدان نسبت به ربوبيت خدا فراوان شده اند و دشمنى شان شدّت يافته و خواسته اى كه براى ردّ بر ايشان و نقض ادّعاهايشان كارى كنم [و نامه اى بنويسم] ، همچون نامه اى كه براى ردّ ديگر بدعت گذاران و اهل تفرقه نگاشتم . و ما خدا را بر نعمت هاى فراوانش و حجّت هاى رسايش و آزمون ستوده نزد عامّ و خاص ، مى ستاييم كه از جمله نعمت هاى بزرگ و احسان هاى سترگى كه به ما ارزانى داشته ، استوار كردن دل هايمان بر ربوبيت اوست و پيمان گرفتن بر معرفتش و فرو فرستادن كتابى كه در آن، شفاىِ سينه ها از بيمارى هاى روحى و امور شبهه ناك است ، و براى ايشان و هيچ مخلوق ديگرى از مخلوقاتش ، نيازى به غيرِ خود نگذاشت و خود، از آنان بى نياز گشت و خدا، بى نياز و ستوده است . به جانم سوگند ، نادان ها ، با آن همه دليل هاى واضح و نشانه هاى روشن در خلقتشان و آنچه از ملكوت آسمان ها و زمين و ساخته شگفت استوار دلالت كننده بر سازنده مى بينند ، از سوى پروردگارشان [به هلاكت و گم راهى ]درنيامدند ؛ بلكه آنان ، مردمى بودند كه بر خود ، درهاى معصيت را گشودند و راه شهوت ها را براى خود ، هموار كردند و از اين رو ، هوس هايشان بر دل هايشان چيره شد و با همين ظلم بر نفس خود ، شيطان بر ايشان مسلّط شد و اين گونه، خداوند بر دل هاى تجاوزكاران، مُهر مى زند .