دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٢
٨ / ٣
حواس ، او را حس نمى كنند
٣٧٨٢.امام على عليه السلام: نه لمس كننده اى او را لمس مى كند و نه حس كننده اى او را احساس مى كند .
٣٧٨٣.الكافى ـ به نقل از علىّ بن عقبه ـ: از امير مؤمنان سؤال شد: به چه چيز خدايت را شناختى؟ فرمود: «به همان چيز كه خود را معرّفى كرد» . گفته شد: چگونه خود را معرّفى كرد؟ فرمود: «نه صورتى شبيه اوست، نه به حواسّ احساس مى شود، و نه با مردم سنجيده مى گردد» .
٣٧٨٤.امام صادق عليه السلام ـ در تنزيه خداى والاى منزّه ـ: منزّه است آن كه كسى جز خود او نمى داند كه چگونه است . به مانند او چيزى نيست و او شنوا و بيناست . نه حد و مرز دارد و نه حس مى شود و نه لمس . نه ديده ها او را درمى يابند و نه حواسّ ديگر . هيچ چيز به او احاطه ندارد و جسم و صورت و نقش و نگار و حدّ و مرز ندارد .
٣٧٨٥.امام صادق عليه السلام ـ چنان كه بارها مى فرمود ـ: ستايش، خدايى را كه نه حس مى شود و نه لمس و نه مس و نه با حواسّ پنجگانه درك مى شود . انديشه بر او احاطه نمى يابد و زبان ها توصيفش نمى توانند كرد و هر چيز كه حواسّ ما آن را حس كنند يا دست ها آن را لمس نمايند ، مخلوق است .