دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٤
٣٧٠١.امام على عليه السلام : سزاست آن كه خداى سبحان را مى شناسد ، دلش از اميد و بيم او تهى نباشد .
٣٧٠٢.امام على عليه السلام ـ در دعايى كه پس از دو ركعت نماز صبح مى خواند ـ: خدايا ! تسبيح و سپاست مى گويم! چه كسى است كه منزلت تو را بشناسد و از تو نترسد؟ و كيست كه بداند تو كيستى و از تو نهراسد ؟
٣٧٠٣.امام زين العابدين عليه السلام ـ در تمجيد خداى عز و جل ـ: منزّهى تو ! عجب از كسى كه تو را مى شناسد و از تو نمى هراسد!
٣٧٠٤.امام زين العابدين عليه السلام : علم به خدا و عمل، جز دو دوست همدم نيستند . هر كه خدا را بشناسد، از او مى ترسد .
٣٧٠٥.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعايش در زيارت قبر امير مؤمنان ـ: خدايا! دل هاى خاشعان ، شيداى تو... و قلب هاى عارفان از تو ترسان است .
٣٧٠٦.امام باقر عليه السلام ـ در حكمت آل داوود ـ: ... اى آدمى زاده ، دلت سخت شده و عظمت خدا را از ياد برده اى . اگر به خدا عالم و به عظمتش آگاه بودى ، هماره از او بيمناك مى بودى و به وعده اش اميدوار . واى بر تو ! چگونه گورت و تنهايى ات در آن را ياد نمى كنى؟
٣٧٠٧.امام صادق عليه السلام : خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به داوود عليه السلام وحى كرد : «... چرا تو را ساكت مى بينم؟». گفت : بيم از تو، مرا ساكت كرده است .