دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٧
٤ / ٣
انديشيدن در حدوث عالم
قرآنراه هاى معرفت خدا
«يا از هيچ خلق شده اند يا آن كه خودشان خالق [خود] اند يا آسمان ها و زمين را آفريده اند حق اين است كه يقين نمى ورزند» .
«خداوند ، آفريدگار همه چيز است» .
«گفت : حق اين است كه پروردگارتان ، پروردگار آسمان و زمين است ؛ همو كه آنها را آفريده است و من بر اين [سخن ]گواهم» .
راجع : انعام : آيه ١٤ ، يوسف : آيه ١٠١ ، فاطر : آيه ١ ، زمر : آيه ٤٦ ، شورى : آيه ١١ .
حديث
٣٤٨٧.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى را ... كه حدوث مخلوقاتش بر قديم بودنش و نيز بر وجودش دلالت دارد ... . با حدوث اشيا ، بر ازلى بودن خود ، و با نشانْ زدنِ ناتوانى بر اشيا ، بر توانايى خود ، و با فانى كردن آنها ـ كه ناگزير از آن اند ـ ، بر دوام خود ، گواهى گرفته است .
٣٤٨٨.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى را كه به بندگانش سپاس گزارى خود را الهام كرد و آن را بر معرفت ربوبيت خويش سرشت ، خلقتش بر وجود او دلالت دارد و حدوث خلقتش بر ازليت او .
٣٤٨٩.امام على عليه السلام : ... امّا احتجاج بر كسى كه حدوث [جهان] را انكار مى كند ، افزون بر آنچه گذشت ، اين است كه ما اين عالم در حركت را از نظر مدّت و موجودات خارجى و حركت ها و وجود و همه آنچه در آن است ، متناهى و محدود مى بينيم و نيز آنچه را از ديد ما نهان است ، نهايت دار مى يابيم ؛ ولى عقل را متعلّق به بى نهايت مى يابيم و اگر چنين نبود ، عقل ، دليلى براى فرق نهادن ميان آن دو موجود (نهايت دار و بى نهايت) نمى يافت . و چاره اى نداريم كه اين موجود بى نهايت را معلوم و معقول و هميشگى و جاودان بدانيم و چنين ندانيم كه قوايش محدود، مورد تعلّق قدرت و تجزيه و بخش پذير است كه از اين ها نتيجه مى شود كه نهايت دار و بى نهايت مانند هم باشند . و چون اين براى ما ثابت شد ، براى عقل هاى ما ثابت مى گردد كه بى نهايت ، همان قديم ازلى است و چون يك قديم و يك حادث ثابت شد ، وجود قديمِ آفريدگار اشيا ، بى نياز از حادثى است كه خود پديد آورده و ساخته و پرداخته ، و به دليل عقلى براى ما اين درست مى آيد كه او پديدآورنده اشياست و خالقى جز او نيست . پس مبارك باد خداى پديدآورنده هر حادث ، سازنده هر ساخته و نخستين هستى بخش چيزها از هيچ ! و چون اين گزاره درست است كه من ، نمى توانم مانند خود را پديد آورم ، محال است كه مانند من ، مرا پديد آورده باشد . پس والا و بس والا باد پديدآورنده اشيا از آنچه ملحدان مى گويند !