دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠
تفسير اشاره دارند ، مانند : إِنَّما عَرَّفَ اللّه ُ ـ جَلَّ و عَزَّ ـ نَفسَهُ إِلى خَلقِهِ بِالكَلامِ وَالدَّلالاتِ عَلَيهِ وَالأَعلامِ . [١] بى ترديد ، خداى عز و جل ، خود رابا سخن و دلالت و نشانه ها به مردم شناسانده است.
٢. شناخت خدا از طريق تنزيه و تقديس
تنزيه و تقديس آفريدگار از مشابهت با آفريده ها ، دومين تفسير شناخت خدا به خداست ، پيش گام محدّثان ، شيخ كلينى قدس سره ، در تبيين اين تفسير مى گويد : خداوند ، اشخاص و نورها و جواهر و اعيان را آفريده است . اعيان ، همان جسم ها هستند و جوهرها ، همان روح ها هستند و خداى عز و جل نه شبيه جسم است و نه روح . هيچ كس در آفرينش روح حسّاس ادراك كننده ، نقش و تأثيرى ندارد . او به تنهايى ، ارواح و اجسام را مى آفريند و چون هر دو شباهت به جسم و روح ، از او نفى شد ، خدا به خدا شناخته شده است و اگر او به روح يا بدن و يا نور تشبيه بشود ، خدا به خدا شناخته نشده است . [٢] صدر الدين شيرازى قدس سره نيز درباره شناخت خدا به خدا از طريق تنزيه و تقديس مى گويد : معنايش اين است كه در آغاز با وجود اشيا ، بر وجود او استدلال شود . سپس ذات او ، با نفىِ مانند و شبيه داشتن ، شناخته شود . پس چون غير او از او نفى
[١] ر . ك : ص ٣٦ ح ٣٣٥٠ .[٢] الكافى : ج ١ ص ٨٥ ح ١ .[٣] شرح اُصول الكافى : ج ٣ ص ٦١ .[٤] ر . ك : ص ٥٢٠ ح ٣٧٨٣ .