دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٩
٣٤٩٠.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه : دليل نياز به سازنده دا: بهترين دليل در خود من است ، چون من ، آن را از دو حال بيرون نيافتم : يا من در حالى كه وجود داشتم ، خود را آفريدم كه موجود كردن موجود ، مُحال است و يا من در حالى كه معدوم بودم ، آن را آفريدم كه چگونه عدم ، آفريننده باشد؟ پس چون اين دو [تالى] فاسد را از هر دو جهت ديدم ، دانستم كه من ، سازنده و تدبيركننده اى دارم .
٣٤٩١.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به ابو شاكر ديصانى كه از او پرسيد: چه دليلى بر صانع داشتنت دارى ؟ ـ : خود را از دو جهت بيرون نيافتم : يا من خود را ساخته ام و يا ديگرى ساخته است . پس اگر من خود را ساخته ام ، از دو حال بيرون نيستم : يا من موجود بوده ام و خود را ساخته ام يا در حالى كه معدوم بوده ام ، خود را ساخته ام . پس اگر در حالى كه موجود بوده ام ، خود را ساخته باشم ، وجودم از ايجاد و ساختن آن ، بى نياز است و اگر معدوم بوده ام ، تو مى دانى كه معدوم ، چيزى پديد نمى آورد . پس حالت سوم ثابت مى شود كه من ، سازنده اى دارم و او ، همان خدا ، پروردگار جهانيان است . پس ابو شاكر برخاست بى آن كه پاسخى داشته باشد .