دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥
٣٤٢٨.امام رضا عليه السلام : با عقل هاست كه تصديق خدا شكل مى گيرد .
٣ / ٢ ـ ٢
عاقل ، ناتوان از انكار آنچه نمى شناسد
٣٤٢٩.الكافى ـ به نقل از هشام بن حكم ـ: زنديقى در مصر بود كه اخبارى از امام صادق عليه السلامشنيده بود و از اين رو ، به مدينه رفت تا با ايشان مناظره كند ؛ امّا ايشان را نديد و به او گفته شد : ايشان به مكّه رفته است . او هم به مكّه آمد . ما با امام صادق عليه السلامدر طواف بوديم كه به هم برخورديم . اين زنديق كه عبدالملك نام داشت و كنيه اش ابو عبد اللّه بود ، شانه اش را به شانه امام صادق عليه السلامزد . امام عليه السلام به او فرمود : «نامت چيست؟» . گفت : نام من ، عبد الملك است . فرمود : «كنيه تو چيست؟». گفت : كنيه من ابو عبد اللّه است . امام صادق عليه السلام به او فرمود : «اين مَلِكى كه تو بنده او هستى ، كيست؟ آيا از ملوك زمين است يا از ملوك آسمان؟ و مرا آگاه كن از پسرت (عبد اللّه ) كه آيا بنده خداى آسمان است يا بنده خداى زمين؟ هر چه مى خواهى ، بگو ، كه مغلوب مى شوى!» . من به آن زنديق گفتم : چرا رد و نقد نمى كنى؟ گفته ام را تقبيح كرد . سپس امام صادق عليه السلام فرمود : «چون از طواف فارغ شدم ، نزد ما بيا» . وقتى امام صادق عليه السلام از طواف فارغ شد ، زنديق به نزدش آمد و پيش روى امام صادق عليه السلامنشست و ما هم نزد او جمع بوديم . پس امام صادق عليه السلامبه زنديق فرمود : «آيا مى دانى كه زمين ، زير و بالا دارد؟» . گفت : آرى . فرمود : «آيا به زيرش رفته اى؟» . گفت : نه . فرمود : «پس چه مى دانى كه زير آن چيست؟» . گفت : نمى دانم ، جز آن كه گمان دارم چيزى زير آن نيست . امام صادق عليه السلام فرمود : «گمان ، ناتوانى است . چرا يقين ندارى؟». سپس امام صادق عليه السلام فرمود : «آيا به آسمان رفته اى؟». گفت : نه . فرمود : «آيا مى دانى در آن ، چه هست؟». گفت : نه . امام عليه السلام فرمود : «عجَب از تو ! به مشرق و مغرب پا ننهاده اى و در زمين فرو و از آسمان بالا نرفته اى و از آن جا نگذشته اى تا بدانى پشت آنها چيست ، و با اين حال ، آنچه را در آن جاست ، انكار مى كنى ! مگر عاقل ، چيزى را كه نمى داند ، انكار مى كند؟» . زنديق گفت : جز تو ، هيچ كس ، اين گونه با من سخن نگفته است . امام صادق عليه السلام فرمود : «پس تو در اين موضوع ، شكّ دارى كه شايد آن جا [خدايى ]باشد و شايد نباشد؟». زنديق گفت : شايد اين گونه باشد . امام صادق عليه السلام فرمود : «اى مرد ! آن كس كه نمى داند ، بر آن كس كه مى داند ، حجّتى ندارد و جاهل را حجّتى نيست . اى برادر مصرى ! سخنم را خوب بفهم ؛ ما هرگز هيچ شكّى در خداوند نداريم . آيا خورشيد و ماه و روز و شب را نمى بينى كه بدون آن كه با هم مشتبه شوند ، در هم فرو مى روند ، و باز مى گردند و ناگزير ، به همان مكان خود و نه جايى ديگر مى روند ؟! پس اگر قادر بودند كه بروند ، چرا [هميشه] باز مى گردند؟ و اگر مضطرّ نيستند ، چرا شب ، روز و روز ، شب نمى شود؟ به خدا سوگند ، اى برادر مصرى! [ آسمان و زمين ، ]به اين استمرار مجبورند و آن كه آنان را مجبور مى كند ، از آنان استوارتر و بزرگ تر است» . زنديق گفت : راست گفتى .