دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٦
«و چارپايان را براى شما آفريد . براى شما از آنها [وسيله] گرم كردن و سودهاست و از آنها تغذيه مى كنيد» .
«و براى شما در چارپايان ، عبرتى است ، از شير [نابى] كه از شكم آنها ، از ميان سرگين و خون بيرون مى آيد ، سيرابتان مى كنيم ؛ شيرى گوارا براى نوشندگان» .
«آيا پرندگان رام شده در فضاى آسمان را نمى بينند؟ جز خدا كسى آنها را در هوا نگاه نمى دارد . بى گمان ، در اين نكته ، نشانه هايى براى گروه مؤمنان است» .
«گفت : اى موسى ! پروردگار شما كيست؟ گفت : پروردگار ما ، همان كسى است كه آفرينش هر چيزى را به او ارزانى داشته ، سپس هدايتش كرده است» .
حديث
٣٥٧٦.امام على عليه السلام : و اگر [مردم] در نيروى سترگ و بخشش بزرگ [خدا ]مى انديشيدند ، به راه مى آمدند و از عذاب سوزان مى هراسيدند ؛ امّا دل ها بيمار و ديده ها عيبناك است . آيا به آفريده كوچكش نمى نگرند كه چه سان خلقت آن را استوار كرده و تركيبش را محكم ساخته و برايش گوش و چشم پديد آورده و استخوان و پوست ، ترتيب داده است ؟ ! به مورچه بنگريد كه با كوچكى جثّه و نازكى اندامش كه به چشم نمى آيد و به انديشه ره نمى برد ، چگونه بر زمين مى رود و به روزى اش مى رسد ، دانه ها را به لانه اش منتقل و آنها را در جايگاه خود ، آماده مى كند ، در گرما براى سرمايش جمع مى كند و هنگام يافتن ، براى روز مبادايش ، روزى اش تضمين شده و متناسب با اوست . خداى منّان ديّان ، در روزى اش را نبسته و محرومش نكرده است ، حتى در [زير] صخره بى آب و سنگِ خشك . و اگر در مجارى خوردنش بينديشى ، در بالا و پايين او و آنچه در درون اوست ، از اطراف و پهلوهايش ، و آنچه در سرش از چشم و گوش اوست ، از آفرينش او به شگفت مى آيى و در توصيفش به سختى ! پس والا باد آن كه مورچه را بر دست و پاهايش بر پا داشت و بر ستون هايش بنا نهاد و در خلقتش هيچ خالقى ، شريكش نشد و هيچ نيروى ديگرى به او يارى نداد و اگر انديشه ات اين در و آن در بزند و تا انتها برود ، تو را جز به اين راه نبرد كه خالق مورچه ، همان خالق نخل است؛ زيرا در هر چيز ، به تفصيلْ باريك انديشى شده و هر چيز ، با ديگرى اختلاف دارد ، اگر چه ديرياب و ستبر و نازك و سنگين و سبك و نيرومند و ناتوان ، در خلقتش يكسان است ... . پس واى بر آن كس كه آفريدگار را انكار و تدبيرگر را نفى كند ! ادّعا كردند كه مانند گياهان [خودرو] ، بدون زارع اند و گونه گونىِ چهره هايشان را سازنده اى نيست ، بى آن كه براى ادّعاى خويش ، حجّتى بياورند و يا براى آنچه در انديشه دارند ، تحقيقى ارائه دهند ، و آيا ساختمانى بى سازنده و جنايتى بى انجام دهنده مى شود ؟! و اگر مى خواهى ، از ملخ بگو كه برايش دو چشم قرمز آفريد و دو حدقه تابان و نيز گوشى نهان و دهانى به سامان و حسّى نيرومند و دو دندان نيش كه بدانها مى بُرد و دو پايى مانند داس كه [محصول را] بر مى گيرد و كشاورزان را بر كِشت خويش ، هراسان مى كند ، بى آن كه توان راندنش را داشته باشند ، حتّى اگر همه با هم شوند ، تا آن جا كه در كِشت به جست و خيز مى پردازد و هر چه مى خواهد ، مى كند ، در حالى كه همه پيكرش به اندازه يك انگشتِ باريك نيست . بس بزرگ است خدايى كه هر كه در آسمان ها و زمين است ، خواه ناخواه ، در برابرش سجده مى كنند و چهره و گونه بر خاك مى سايند و به تسليم و ناتوانى به اطاعتش در مى آيند و از سرِ بيم و هراس ، مهار خويش به او مى سپُرند . پرنده ، تحت فرمان اوست ، پَرها و نفس هايش را شماره كرده و پاهايش را بر آب و خشكى استوار نموده ، روزى اش را مقدّر فرموده و جنس هاى آن را به حساب آورده است . پس اين ، كلاغ است و آن ، عقاب ؛ اين ، كبوتر است و آن ، شترمرغ . هر پرنده اى را به نام خود خواند و روزى اش را به عهده گرفت .