دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٤
٣٧٨٦.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به زنديقى كه به ايشان گفت: او (خداوند): به حواسّ پنجگانه درك نمى شود و انديشه ها او را درنمى يابند و روزگار، از او نمى كاهد و زمانه دگرگونش نمى سازد .
٣٧٨٧.امام صادق عليه السلام: [خداوند،] نه محسوس است و نه ملموس . ديده ها نيز او را درنمى يابند .
٣٧٨٨.امام صادق عليه السلام: هر چه با حواس به فكر آيد و بدان درك شود ، حواس، آن را محدود و مجسّم مى سازد . پس مخلوق است .
٣٧٨٩.امام صادق عليه السلام : [ در مناظره با پزشك هندى به او] گفتم: چون حواس تو از ادراك خدا ناتوان شد ، او را انكار كردى و من، چون حواسم از ادراك خداى متعال ناتوان شد ، تصديقش كردم» . گفت: اين، چگونه مى شود؟ گفتم: «چون هر چه كه به دليل جسم بودن اثر تركيب در آن راه يابد ، يا به دليل رنگ داشتن ، براى چشم ديدنى باشد ، غير از خداى سبحان است ؛ چون ديده ها توانستند به آن برسند و حواسّ آن را دريابند ، در حالى كه خدا شبيه مخلوق نيست و اين مخلوقات، در معرض دگرگونى و نابودى هستند و هر چيز كه با دگرگونى و نابودى مشابه باشد ، مانند همان است ، در حالى كه نه مخلوق شبيه خالق است، نه پديد آمده ، شبيه پديد آورنده» .
٣٧٩٠.امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به زنديقى كه پرسيد: خداوند، چگونه است و: واى بر تو! آنچه مى پندارى غلط است .او بى آن كه جا داشته باشد ، جا را آفريد و بى آن كه چگونگى داشته باشد، چگونگى را آفريد . پس نه به چگونگى شناخته مى شود و نه به جا و مكان ؛ و نه با حواس ، درك مى شود و نه با چيزى سنجيده مى گردد .