دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٠
٣٥٥٥.امام صادق عليه السلام : خداوند ـ تبارك و تعالى ـ چون بخواهد كه بيافريند ، همه صورت هاى از آدم عليه السلامتا او را گِرد مى آورد و او را بر صورت يكى از آنها مى آفريند . پس هيچ كس نمى گويد : اين فرزندم ، شبيه من و هيچ يك از پدرانم [كه ديده ام ]نيست .
٣٥٥٦.امام صادق عليه السلام ـ به مفضّل بن عمر ـ: اى مفضّل ! از خلقت انسان آغاز مى كنيم . پس ، از آن عبرت گير . اوّل آن ، تدبير جنين در رَحِم است و آن ، در پس سه پرده تاريك است : تاريكى شكم و رَحِم و جفت ؛ جايى كه هيچ چاره اى براى طلب غذا و دفع آزار و جلب سود و راندن زيان ندارد و از اين رو ، از خون حيض ، غذا به او مى رسد ، آن گونه كه آب ، گياه را تغذيه مى كند. پيوسته اين غذايش است تا آن گاه كه خلقتش كامل و بدنش محكم گردد و پوستش براى تماس با هوا و چشمش براى ديدن نور ، قدرت يابد . مادرش درد زايمان مى گيرد و چنان فشارش مى دهد و در تنگنايش مى گذارد تا زاده شود و چون متولّد شد ، همان خونى كه از خون مادرش مى خورد ، به پستان هاى مادرش مى رود و مزه و رنگش عوض مى شود و غذايى ديگر مى شود كه براى كودك ، از خون مناسب تر است و به گاه نيازش به او مى رسد . پس چون متولّد مى شود ، زبان مى چرخاند و لب هايش را تكان مى دهد تا شيرش بدهند و دو پستان مادرش را مانند دو مَشك آويخته مى يابد كه نيازش را بر طرف مى كند . پس پيوسته تا آن گاه كه بدنش مرطوب و روده هايش نازك و اعضايش نرم است ، از آن شير ، تغذيه مى كند و چون به حركت درآمد و نياز به غذاى سفت و محكم پيدا كرد تا بدنش استوار و نيرومند شود ، دندان هاى آسيا ونيش او پديدار مى شود تا غذا را بجَوَد و نرم كند و به راحتى فرو دهد و همواره اين گونه است تا بالغ شود و چون بالغ شد ، اگر پسر باشد ، موى صورتش در مى آيد تا نشان مردى او و عزّت مردانه اش باشد و بدان از كودكى و شباهت به زنان بيرون آيد و اگر دختر باشد ، صورتش از مو پاك مى ماند تا خرّمى و سرسبزى تحريك كننده مردان برايش بپايد كه اين ، ضامن دوام و بقاى نسل انسانى است . اى مفضّل ! به آنچه انسان را در اين حالت هاى گوناگون تدبير مى كند ، بينديش . آيا مى توانى آن را مهمل (تصادفى) بدانى؟ آيا نمى بينى كه اگر در رَحِم خون به او نرسد ، پژمرده و خشكيده مى شود ، همان گونه كه گياه از بى آبى خشك مى شود؟ و اگر به هنگام محكم و استوار شدن ، درد زايمان او را بيرون نراند ، چون كودك زنده به گور شده ، در آن مدفون خواهد شد؟ و اگر به همراه تولّدش شير نتراود ، از گرسنگى خواهد مُرد و يا مجبور به تغذيه از غذايى ناملايم با طبعش و ناسازگار با بدنش خواهد شد؟ و اگر دندان هايش در زمان مناسبش نرويد ، جويدن و فرو دادن غذا برايش مشكل خواهد شد؟ و يا بايد همچنان فقط شير بخورد كه در اين صورت ، بدنش استوار و مناسب براى كار نمى شود و نيز مادرش فقط بدان مشغول مى شود و به تربيت ديگر فرزندانش نمى رسد؟ و اگر در زمان مناسب خود ، موى صورتش درنمى آمد ، آيا به شكل كودكان و زنان و بدون هيبت و وقار نمى شد؟ پس اگر اهمال [و بى تدبيرى] ، چنين تدبيرهايى را برآورد ، لازم مى آيد كه قصد و تدبير هم ، خطا بياورد و محال را سبب شود ؛ زيرا آنها (قصد و تدبير) با اهمال متضادند [و دو متضاد با هم جمع نمى شوند] . پس اين ، سخنى بس نادرست است و نشان از جهل گوينده دارد ؛ زيرا اهمال (خطا و تصادف) ، صواب به بار نمى آورد و تضاد ، سبب هماهنگى نمى شود . خدا از آنچه ملحدان مى گويند ، بالا و والا باد ؛ والايىِ بس سترگ !