دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٤
٣٨١٣.فاطمه عليهاالسلام: ستايش، خدايى را كه از اين كه مخلوقى به حقيقت ربوبيتش و قدرت يگانه اش پى ببرد ، پوشيدگى گُزيد و ديده ها او را درنيافتند .
٣٨١٤.امام حسن عليه السلام: نه خِردها و انديشه هايشان ، نه فكرها و الهام هايشان، و نه مغزها و فهم هايشان ، صفت او را درنمى يابند تا بپرسند: كى؟ و از چه پديد آمد؟ و بر چه آشكار است و در چه نهفته است و چه چيز را نيافريد؟
٣٨١٥.امام حسين عليه السلام: [خداوند متعال] از خِردها محجوب است، همچون ديده ها .
٣٨١٦.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعايش در روز عرفه ـ: تو كسى هستى كه انديشه ها از ذات تو در مانده و فهم ها از كيفيت تو وا مانده و ديده ها جايگاه تو را درنيافته اند .
٣٨١٧.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى نماز شبش ـ: وصف ها در تو ناپيدا شد و توصيف ها در تو از ميان رفت و نازك انديشى ها در كبريايى تو حيران گشت .
٣٨١٨.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى قنوتش ـ: خدايا ! من تو را مى خوانم ، دعاى كسى كه تو را شناخت و خود را وقف تو كرد و با همه وجود، قصد تو نمود . منزّهى تو! ديده ها از نگاه ژرف به صنعت تو باز مانْد و انديشه ها، محدوديت آنها را از فهم كُنه تو باز داشت . تو درك كننده اى و درك ناشدنى ، و احاطه گر و احاطه نشدنى .