دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٨
٣٧٥٣.امام كاظم عليه السلام: آغاز گردن نهادن به فرمان خدا ، معرفت به اوست و كمال معرفتش ، يگانه شمردن او و كمال يگانه شمردنش ، نفى كردن صفت ها از اوست .
٣٧٥٤.التوحيد ـ به نقل از طاهر بن حاتم بن ماهويه ـ: به مرد پاك ، امام كاظم عليه السلامنوشتم: چه چيز است كه معرفت آفريدگار، جز با آن، كامل نمى شود؟ امام عليه السلام نوشت: «[ اين كه بدانى] به مانند او چيزى نيست و همواره، شنوا و دانا و بيناست و هر چه بخواهد، مى كند» .
٣٧٥٥.امام رضا عليه السلام ـ چون از كمترين حدّ معرفت سؤال شد ـ: اقرار به اين كه خدايى جز او نيست و شبيه و نظيرى ندارد و او قديم و ثابت و موجود، و نه معدوم است و اين كه مانند او چيزى وجود ندارد .
٣٧٥٦.امام صادق عليه السلام: بى گمان ، برترين فريضه ها و واجب ترين آنها براى انسان ، معرفت خداوند و اقرار به عبوديت اوست و حدّ معرفت، آن است كه خدايى جز او نيست و شبيه و نظيرى ندارد و اين كه به اين گونه شناخته شود كه قديم و وجود، برايش ثابت است و نه عدم ؛ وصف شده است ، امّا بدون شباهت و باطل گرايى ؛ [١] به مانند او چيزى نيست و او شنوا و بيناست .
٣٧٥٧.امام رضا عليه السلام ـ در كتاب الفقه منسوب به ايشان ـ: روايت مى كنم كه معرفت ، تصديق و تسليم و خلوص در نهان و آشكار است، و نيز روايت مى كنم كه معرفت حقيقى آن است كه فرمان بَرَد و سر نپيچد و سپاس بگزارد و كفران نورزد .
[١] ممكن است اين كلمه، در اصل حديث، «مُمْثِل» بوده باشد كه معناى آن: «بدون مثال و شبيه» است و محتمل است كه «مُبْطِل» باشد و ناظر به نظريه معطّله كه هيچ وصفى را براى خدا نمى پذيرند . (م)