دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٢
٦ / ٤
محبّت خدا
٣٦٥١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : محبّت ، اساس معرفت است .
٣٦٥٢.امام على صلى الله عليه و آله ـ در حديث معراج پيامبر خدا ـ: خداوند متعال ، مى فرمايد : « ... امّا زندگىِ پايدار ، در آن است كه [بنده] براى خود بكوشد تا دنيا ، نزدش خوار شود و به چشمش كوچك آيد و آخرت ، نزدش بزرگ گردد ... پس چون چنين كرد ، در دلش ، محبّتى جاى دهم كه دلش را و نيز فراغت و اشتغالش و همّ و غمّ و سخنش را درباره نعمت هايى كه بر محبّانم از ميان مردم ارزانى مى دارم ، [و همه چيزش] را براى من قرار دهد ، و چشم و گوش دلش را مى گشايم تا با دلش ، بشنود و با دلش ، به شكوه و عظمت من بنگرد» .
٣٦٥٣.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: هر كس مشتاق شد ، خدمت كرد و هر كس خدمت كرد ، متّصل شد و هر كس متّصل شد ، رسيد و هر كس رسيد ، شناخت .
٣٦٥٤.امام زين العابدين عليه السلام : خداى من ! ما را از كسانى قرار ده كه درختانِ شوق به تو ، در باغ هاى سينه شان درهم پيچيده اند ... و چشم هايشان ، با نگريستن به محبوبشان ، روشن گشته است .
٣٦٥٥.امام صادق عليه السلام : خداوند ، توان شناخت خود را به دوستدارانش بخشيد و سنگينىِ عمل به حقيقت آنچه را اهلش هستند ، از آنان بر داشت .
٣٦٥٦.امام صادق عليه السلام ـ خطاب به يونس بن ظبيان ـ: خردمندان ، كسانى اند كه با انديشه عمل كردند تا از آن ، محبّت خدا را به دست آوردند. محبّت خدا چون به دل برسد ، [دل] روشن مى شود و لطف [ خدا] به سوى آن [ دل] ، شتاب مى گيرد . پس چون [ دلى] به منزل لطف فرود آمد ، از آدميانِ سودمند مى شود و به حكمتْ سخن مى گويد و چون به حكمت سخن بگويد ، زيرك مى گردد و چون زيرك گردد ، با قدرت ، عمل مى كند و چون قدرتمندانه عمل كند ، طبقات هفتگانه را مى شناسد و چون به اين مرحله رسيد ، انديشه اش با لطف و حكمت و روشن بينى مى چرخد و به اين مرتبه كه رسيد ، خواسته و علاقه خويش را در آفريدگار خود مى نهد. به اين جا كه رسيد ، به بزرگ ترين منزلت رسيده است . پس پروردگارش را در دلش مى بيند و حكمت را از راهى غير از راه حكيمان ، به دست مى آورد و علم را از راهى غير از راه عالمان مى يابد و راستى را از راهى غير از راه راستان به دست مى آورد . حكيمان ، حكمت را از راه خاموشى و عالمان ، علم را با پى جويى و راستان ، راستى را با خاكسارى و طول عبادت ، به دست مى آورند . پس هر كس به اين حالت دست يابد ، يا پايين مى رود و يا بالا مى آيد و بيشتر آنان ، پايين مى روند و بالا نمى آيند؛ چون حقّ الهى را رعايت نمى كنند و به فرمان هاى او عمل نمى كنند . پس اين ، منزلت كسى است كه خدا را آن چنان كه حقّ معرفت اوست ، نشناخته است و آن چنان كه حقّ محبّت اوست ، دوست نداشته است . پس نماز و روزه و روايت ها و سخنان و دانش هايشان ، تو را نفريبد كه آنان دراز گوشانى رميده اند . اى يونس ! چون علم درست خواستى ، نزد ما اهل بيت است؛ چرا كه ما آن را به ارث برده ايم و جويبار حكمت و سخن نهايى ، به ما داده شده است .