دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٦
٣٦٠١.امام على عليه السلام ـ در توصيف زمين و گستردن آن بر آب ـ: پروردگار بزرگ ، زمين را در زير و بالاى امواجى كه همچون حيوان نر كه بر ماده خويش ناآرام است ، و در درياهايى كه لبالب و متلاطم و پُر از امواج بر هم خورنده اند ، و چون حيوان هاى نر به هنگام شهوت و مستى و هيجان كَف بر مى آورند ، فرو مى بَرَد . پس به خاطر سنگينى زمين ، خروش و سركشى درياى متلاطم از ميان رفت و آرامش و فروتنى نصيبش شد و در آن هنگام كه زمينى كه در آن فرو رفته بود ، گسترده شد و زير و بالا شدنِ امواجش متوقّف شد و آرامش يافت . و چون زمين با اطراف و جوانبش بر روى آب در غلتيد ، آب در هم شكسته و خوار گرديد و پس از سر و صدا و هياهو ، امواجش آرام گرفت و گردنش در حلقه آهنين ، اسير و گرفتار شد و زمين ، در ميان امواج آب قرار گرفت و آن را از نَخوَت و بلندپروازى و بزرگى باز داشت و مانع زير و بالا شدن امواج و جريان هاى آن شد . آن گاه ، آب پس از خوارى و ذلّت ، فرو نشست و پس از سركشى و زير و بالا رفتن ، اطرافِ زمين را فرا گرفت . پس از آرامشِ هَيَجان آن در زير كرانه هاى زمين خداوند پاك ، كوه هاى بلند و بزرگ را در دوش هاىِ زمين نصب كرد و منابع چشمه هايى را از بلندى هاى زمين گشايش داد و اطراف و جوانبِ آن را پراكنده ساخت و جنبش زمين را به وسيله كوه هاى ثابت كه سنگ هاى بزرگ و سخت هستند ، به آرامش بدل ساخت . پس زمين هم به خاطر فرو رفتن كوه ها در گوشه و كنار آن و نصب آنها در اعماقش ، و به خاطر پستى ها و بلندى هاى آن از حركت باز ايستاد . و پروردگار بزرگ ، ميان فضا و زمين را گشاده ساخت و براى تنفّس ساكنان اين زمين ، هوا را آفريد و ساكنان زمين را با همه آنچه به آن احتياج دارند ، آفريد . پس از آن ، زمين هاى بى آب و علفى را كه به خاطر بلندى آنها ، آب به آن نمى رسد و نهرها و رودخانه ها بر بلندى هاى آن راه نمى يابد ، به حال خويش رها نكرد و ابرى را كه در هوا پديد مى آيد ، خلق فرمود تا آن زمين هاى مُرده را زنده كند و بر آنها گياه برويانَد . ابرهاىِ درخشنده اى را كه براى باريدن بر زمين آماده ، ولى از يكديگر جدا بودند ، به هم پيوست ، تا ابرهاى سفيدِ پُر آب به جنبش در آمدند و مهيّاى باريدن شدند و در كناره هاى ابرهاى بَر كشيده و مدوَّر ، برق آسمانى درخشيدن گرفت و روشنايى اش در ميانِ پاره ابرهاى سفيد بر روى هم قرار گرفته ، تمام نشده پى در پى ابر بارنده فرستاد . پس بارانِ آن ـ كه به خاطر سنگينى ، مايل به پايين آمدن بود ـ به زمين فرود آمد و پى در پى ، باد جنوب ، ابر را حركت داد و باران هايش را بر زمين افكند و آبِ بسيارى را كه در خود داشت ، فرو ريخت . خداىِ بزرگ از زمين هاىِ خاكى و كوه هاى عريان گياه ها و علف هاىِ تر و تازه رويانيد . پس زمين ، به چمنزارهاىِ خويش ، كه آن را زينت داده است ، شادى مى كند و به آنچه در آن روييده و به آن آرايش يافته است (همچون شكوفه ها و گل هاىِ تابان و تَر و تازه) ، افتخار مى كند . و پروردگارِ بزرگ ، آن گياهان را توشه مردم و روزىِ چارپايان قرار داد و در كنارهاى زمين ، راه هاى گشاده باز كرد و در راه ها براى رَهروان ، نشانه هايى برپا كرد .