دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩
٣٣٣٥.امام على عليه السلام ـ در دعايى كه پس از دو ركعت نماز صبح مى خواند ـ: اى آن كه بر ذات خود ، با ذات خود ، راه مى نمايد و از همسانى با آفريده هايش منزّه و از سازگارى با چگونگىِ آنها ، دور است !
٣٣٣٦.الكافى ـ به نقل از على بن عقبه ـ: از امير مؤمنان پرسيده شد : به چه چيز ، خدايت را شناختى؟ فرمود : «به همان كه خدا خودش را به من شناساند» . گفته شد : چگونه خودش را شناساند؟ فرمود : «صورتى به او شبيه نيست و با حواس ، حس نمى شود و با مردم سنجيده نمى شود . در عين دور بودن ، نزديك و در عين نزديكى ، دور است . بالاتر از همه چيز است و گفته نمى شود كه چيزى بالاى اوست . جلوتر از هر چيزى است و گفته نمى شود كه او جلو دارد . درون اشياست ، نه به شكل چيزى درون چيزى ، و بيرون از اشياست ، نه مانند بيرون بودن چيزى از چيزى . منزّه است آن كه اين گونه است و جز او ، كسى اين گونه نيست و هر چيزى آغازى دارد» .
٣٣٣٧.التوحيد ـ به نقل از سلمان فارسى ـ: جاثليق از على عليه السلام پرسيد : به من بگو كه خدا را به محمّد شناختى يا محمّد را به خدا؟ على بن ابى طالب عليه السلام فرمود : «خدا را به محمّد نشناختم ؛ بلكه محمّد را به خدا شناختم . آن گاه كه او را آفريد و طول و عرضش را معيّن نمود ، فهميدم كه او (محمّد) با استدلال و الهام و اراده او (خدا) ، پرورده و تدبير شده است ، همان گونه كه اطاعت خود را به فرشتگانش الهام كرد و خود را بدون مشابهت و كيفيت ، به آنان شناساند» .