دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١١
٣٥٢٩.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از حسن بن على بن فضّال ـ: به امام رضا عليه السلامگفتم : اى پسر پيامبر خدا ! چرا خداوند ، مخلوقات را به گونه هاى متفاوت آفريد و آنها را به يك گونه نيافريد؟ فرمود : «تا آن كه در اوهام نيايد كه او ناتوان است و هيچ صورتى در خيال ملحدى نقش نبندد ، مگر آن كه خداوند ، آن را آفريده باشد و كسى نگويد : آيا خدا مى تواند فلان شكل را خلق كند ، مگر آن كه آن را در ميان آفريدگان خداى ـ تبارك و تعالى ـ بيابد ، و تا با نگريستن به انواع خلقتش بداند كه او بر هر كارى تواناست» .
٣٥٣٠.امام رضا عليه السلام : به خدا با ويژگى هايش ره برده مى شود. او با نام هايش درك مى گردد و با خلقتش بر او استدلال مى شود .
٣٥٣١.امام رضا عليه السلام : سامانِ يگانه دانستن خدا در [گروى] نفى صفات از اوست ؛ چون عقل ها بر مخلوق بودن هر صفت و موصوفى گواهى مى دهند و هر مخلوقى گواهى مى دهد كه خالقى دارد كه نه صفت است ، نه موصوف ، و هر صفت و موصوفى بر همراهى با يكديگر گواهى مى دهند و همراهى ، بر حدوث ، گواهى مى دهد و حدوث و ازلى بودن با هم جمع نمى شوند . [١]
٣٥٣٢.امام رضا عليه السلام ـ درباره سخن خداى متعال : «و هر كس در اين دني: يعنى نابينا از حقايق موجود است .
[١] اين ، گونه اى «برهان خُلف» است ؛ يعنى صفت داشتن به حدوث مى انجامد و حدوث با ازلى بودن خداوند ، سازگار نيست . پس خداى ازلى از صفات مبرّاست .