دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٧
٣٤٦١.امام صادق عليه السلام : مردى يهودى نزد امير مؤمنان آمد و گفت : اى علىّ ! آيا پروردگارت را ديده اى؟ فرمود : «من ، معبودى را كه نديده باشم ، نمى پرستم» . سپس فرمود : «چشم سر ، او را نديده است ، امّا ايمان به غيب با دل ها گِرِه خورده است» .
٣٤٦٢.الكافى ـ به نقل از سنان ـ: نزد امام باقر عليه السلامبودم كه مردى از خوارج بر ايشان درآمد و گفت : اى ابو جعفر ! چه چيز را مى پرستى؟ فرمود : «خداى متعال را» . گفت : او را ديده اى؟ فرمود : «چشم سر ، او را نديده است ؛ امّا دل ها او را با حقيقتِ ايمان ديده اند» .
٣٤٦٣.تاريخ دمشق ـ به نقل از مدائنى ـ: هنگامى كه امام باقر عليه السلام در كنار كعبه بود . عربى باديه نشين آمد و به ايشان گفت : آيا خدايى را كه مى پرستى ، ديده اى؟ امام عليه السلام و همراهانش سر به تفكّر فرو بردند . سپس امام عليه السلام سرش را به سوى او بالا آورد و فرمود : «من ، چيزى را كه نديده باشم ، نمى پرستم» . مرد عرب گفت : چگونه او را ديده اى؟ فرمود : «ديده سر ، او را نديده است ؛ بلكه دل ها او را با حقيقتِ ايمان ديده اند . او با حواس ، درك نمى شود و با مردم ، سنجيده نمى گردد . به نشانه هايش ، شناخته و به علامت هايش توصيف شده است . در هيچ حكمى ستم نمى كند ، از اشيا جداست و اشيا هم از او جدايند . «چيزى مانند او نيست» . اوست خدايى كه معبودى جز او نيست» . مرد عرب گفت : خدا بهتر مى داند كه رسالت هايش را در كجا قرار دهد .