دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣
٣٤٥٥.امام على عليه السلام ـ در دعايى كه به نوف بِكالى آموخت ـ: خداى من ! ديدگان بينندگان در نهان خانه دل هايشان به تو مى رسد و گوش شنوندگان از نجواى درون با تو آگاه مى شود . آنچه را مى خواستند ، برآورده شده ديدند و ميان خود و آنان ، حجاب هاى غفلت را دريدى تا در نورت آرام گرفتند و از نسيم روحانى ات نفس كشيدند .
٣٤٥٦.امام حسين عليه السلام ـ در بخشى از دعاى روز عرفه ـ: تو كسى هستى كه نورها را در دل اوليايت تاباندى ، تا تو را شناختند و يگانه ات شمردند .
٣٤٥٧.امام حسين عليه السلام ـ در بخشى از دعاى روز عرفه اش ـ: چگونه چيزى كه در هستى اش نيازمند توست ، بر تو دلالت مى كند؟ آيا غيرِ تو ظهورى دارد كه تو ندارى تا آن ، ظاهركننده تو باشد؟! كِى نهان شدى تا به نشانى كه بر تو ره بنمايد ، نياز افتد ؟ و كِى دور شدى تا آثار به تو برسانند؟ كور باد چشمى كه تو را مراقب خود نبيند ! [١] و زيانبار باد سوداى بنده اى كه نصيبى از محبّت خودت برايش قرار نداده اى ! خداى من ! مراجعه به آثار را فرمان داده اى . پس مرا با پوشش هاى نور و بينشى رهنمون به سوى خود باز گردان تا از آن آثار به سوى تو بازگردم ، همان گونه كه از آنها به سوى تو درآمدم ، درونم محفوظ از نگاه [ استقلالى] به آنها و همّتم كنار بنشسته از اعتماد بر آنها ، كه تو بر هر كارى توانايى .
[١] با توجّه به متن دعا در إقبال الأعمال (ر .ك : ح ٢٨) .